خیال، معنایی متفاوت در اندیشه سیاسی ابن سینا

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

کارشناس ارشد علوم سیاسی و مدرس دانشگاه

چکیده

بی تردید شیخ الرییس ابو علی سینا را مهم ترین چهره فلسفی جهان اسلام شناخته اند؛ اما در حوزه سیاست که جهان اسلام از دیرباز تاکنون به سرزمین هایی پاره پاره شامل بوده است کمتر می توان به حاکمیت اندیشه ای واحد رای داد. در این گوناگونی اندیشه ها و عمل ها که وجه اشتراکشان قدرت بوده، پرداختن به این که ابن سینای فیلسوف که آوازه اش تا هزاره ای پس از او در جهان پیچیده، در موضوع سیاست یا به عبارتی این شر لازم زندگی آدمیان چه تدبیری اندیشیده است، بسیار مهم است. شیخ الرئیس در این میان به شیوه سلف خود به خیال روی می آورد. در این نوشتار کوشش خواهد شد که تلاش وی را در دخالت خیال به عنوان جایگزینی برای عقل اسلافش در سیاست شرح دهی

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Fantasy , put up in different political perception Ibn Sina

نویسنده [English]

  • tayebe (mohamadykia
مقدمه
فلسفه سینائی نماینده تام فلسفه مشایی در جهان اسلام است، اما وقتی که به مسئله سیاست
می پردازد نگاهی متفاوت از فلسفه او هویدا می شود. فیلسوف عقل گرای جهان اسلام که خود نیز
دستی در سیاست داشته زمانی که به سیاست می رسد از عقل فلسفی به خیال روی آورده است.
خیال در سیاست سینایی ناظر به چگونگی عملی نمودن تجویزات ابن سینا در زندگی بشری و
توامانی دین و سیاست بوده است. ابن سینای فیلسوف از مسیر خیال راه برتری نبی بر فیلسوف را
طی نموده و سیاستی اسلامی را در عالم تفلسف طرح می ریزد، که از وجوهی عمده متفاوت از
سلف وی یعنی فارابی است. عقلانیت فلسفی ابن سینا در مواجهه با سیاست، رنگ باخته و گویی
توانایی خودنمایی در برابر قدرت را از دست داده است و شیخ که خود در عالم عملی سیاست
دخیل است دست به ابداع و انقلابی در فلسفه مشایی زده و سیاستی مطابق مقتضیات روز را از
اندیشههای خود بیرون میکشد که بنا بر عقاید وی و نیز خصوصیات جامعه مسلمین و شرایط
سیاسی که او در آن زمان و مکان می زیسته هماهنگی دارد. اندیشه وی در سیاست بدون تردید
فاصله بسیاری با آنچه عموما از فلسفه عقل محور او در باره سایر اندیشمندان عالم اسلام معرفی می
کنند از او به نمایش گذاشته است. وی در سیاست دامان دین را گرفته و از فلسفه و فیلسوف در
سیاست خبری نیست ، گویی وی در عمل و به تجربه ناتوانی چنین آرایی را در مواجه با قدرت
دیده است. در این نوشتار تلاش بر این است که اهمیت خیال را در سیاست سینایی شرح دهیم.
1. نفسشناسی
به دنبال تقسیم سه گانه منظومه فکری سینوی به نفس، فلک و عقل، وی مقام نفس کل را بعد از
عقل کل میداند، نفس را مبدأ حرکت فلک میداند، که نفس کل همه نفسهایی است که
محرک سماواتند و خود نفس کل محرک است، اما وجود نفس زمانی ضرورت پیدا میکند که
.(74 ،79 ، عقل ذاتش را تعقل میکند و وجود نفس فلکیه واجب میشود (لمبدأ و معاد، صص 80
نفس در عالم تحت قمر به گونه دیگری تجلی مییابد، نفس را به سه نوع؛ الف) نفس نباتی
ب)نفس حیوانی ج) نفس انسانی تقسیم کرده است(النجاه، کتابخانه آیت ا... مرعشی، چ دوم، :
1 در رساله برّ و اثم اجزای اساسی .(. 158 و نیز النفس من کتاب شفاء تحقیق: حسن زاده آملی: 55
1. تقسیم بندی نفوس : نفس نباتی، نفس حیوانی و نفس انسانی یا همان نفس ناطقه، نفس نباتی دارای قوای، تغذیه،
تنمیه (نو)، مولده (تولید مثل ) می باشد . نفس حیوانی نسبت به نفس نباتی دارای این تمایزهاست، قوه محرکه و
سال دوازدهم، شماره 29 ، پاییز 1389 ، خیال، معنایی متفاوت..../ 255
نفس را به این صورت برمیشمارد: الف) غاذی ب)حاس ج) متخیل د) روعی ه) ناطق(ابن سینا،
رساله برّ واثم، ص 360 .) در این بین در النفس من کتاب شفاء قوای نفس نباتی عبارتند
از:الف)غاذیه ب) منمیه ج) مولده و قوای نفس حیوانی عبارتند از: الف) محرکه ب) مدرکه
(النفس من کتاب شفا، همان، ص 56 .) و قوة مدرکه شامل ظاهره و باطنه است، که در المبدأ و
المعاد شامل این قوا میداند: الف)قوه فنطاسیا(حس مشترک) ب)قوه خیالیه ج) قوه مفکره د)قوه
وهم ه)قوه حافظه ، یعنی قوه نفس حیوانی مدرکه باطنه در پنج یا شش قوه منحصر شده
است(المبدأ المعاد، همان، صص 95  93 .) و نیز وی قوع غاذی را به این صورت تقسیم میکند:
1)هاضمه 2)منمیه 3)مولده 4)حادثه 5) ممسکة 6) ممیزه 7) دافعه که خادم قوه غاذیه هستند.
تعریف ابن سینا از نفس ناطقه اهمیت بسیاری دارد وی نفس ناطقه را همان نفس انسانی دانسته
است (عیون الحکمه قسمت منطق و قسمت طبیعیات، ص 54 و نیز النجاة ص 163 .). و قوای نفس
ناطقه را قوه عامله و قوه عالمه برمیشمارد، در رساله برّ واثم نیز قوای نفس ناطقه را به قوه ناطقه
عملی و قوه ناطقه نظری تقسیم کرده است.
مدرکه، که در قوای محرکه، شام ل قوای مشهیه و قوای فاعلیه است که قوای مشهیه یا جاذب هستند و یا دافع . اگر
جاذبه باشند صرفاً شوق یا میل است و اگر دافعه باشد، قوه غضب است . قوه مدرکه که هم شامل دو نوع قوه ظاهری و
باطنی می شود ، قوای ظاهری پنج حس را دربرمی گیرد که عبارتند از: باصره، سامعه، شامه، ذائقه و لامسه. قوه باطنی
در حس مشترک است که به مثابه مرکزی است که تمام ادراکات قبل از آنکه توسط قوای عالیتر تجزیه و تحلیل شود
آنجا گرد می آیند و مورد پردازش قرار می گیرند، این حس یعنی حس مشترک در قسمت قدامی مغز جای گرفته
است(النفس من الکتب الشفاء حسن زاده آملی، ص 58 و 59 و نیز المبدأ المعاد ص 96 و 93 ).نخستین قوه که ادراک
می کند، قوه مصوره است که در قسمت میانی مغز قرار دارد، که می تواند ادراکات حسی را از زمان و مکان رها کند
و ذهن را قادر م ی سازد تا از اشیاء حتی پس از زوال تأثیر آنها بر حواس تصاویری داشت ه باشد . بعد از قوه مصوره، قوه
مفکره است که در واقع عناصر مشترک را از مدرکات جدا می کند و از آنها تصوراتی را ایجاد می کند. سپس نوبت
به قوه واهمه می رسد، به نوعی نوعی در این قوه تصوراتی که در ذهن ایجاد شده است، این تصورات توسط قوه
واهمه تصدیق می شود و در مور د وهیمه تصدیقات صورت گرفته را ناشی از غریزه می داند، قوه وهمیه همان هوش
حیوانات است . این قوه می تواند اشیاء را مجرد از ماده دریابد، اما این قوه نامحسوسات را به صورت جزئی دریافت
می کند و دریافت قوه وهمیه حالت ماد ی دارد، مثل درک معنی دشمنی گرگ (رساله نفس، صص 22 و 2.) و قوه
ذاکره برای بی نیاز کردن قوه وهم از تجربه مجدد است و قوه خیال که نقش این قوه در حفظ محسوسات در ذهن می
( باشد( المبدأ و المعاد، ص 96
256 /فصلنامه پژوهش سیاست، سال دوازدهم، شماره 29 ، پاییز 1389
2. نفس ناطقه
نفس ناطقه را یکی از نفوس موجود در هستی است و نفس ناطقه نفسی است که به نوعی هم
متصل به نفوس سماوی است و هم جزء نفوس زمینی به شمار میآید، در اشارات و تنبیهات آورده
است: نفس ناطقه، همان نفسی است که با به وجود آمدن آن، ترتیب جوهرهای عقل متوقف
میماند... و نفس ناطقه محتاج به استکمال است و این استکمال برای نفس ناطقه از طریق آلات
بدنی یعنی امور مادی به جسم و عالم ماده و نیز از طریق افاضاتی از موجودات عالی عالم علوی
حاصل خواهد شد. کمال نفس ناطقه این است که نفس ناطقه به یک عالم عقلانی بالفعل تبدیل
شود(رسالة فی السعادةوالحج العشره علی جوهریةالنفس ص 5 و نیز المبدأ و المعاد صص 111 
18 ). انسان میتواند معقولات را تصور کند و این همان نفس ناطقه است(رساله شیخ الرئیس
1 نفس ناطقه در همه انسانها، اعم از کودک و بزرگ، .( ابوعلی سینا برای نوح بن منصور، ص 201
بالغ و نابالغ، مجنون عاقل، سالم و مریض وجود دارد و از نفس ناطقه تعابیر مختلفی دارد، وی از
قوهی ادراک نفس ناطقه به عناوین مختلفی نام برده است، نفس مطمئنه، نفس قدسیه، روح
روحانی، روح امری، کلمه طیبه، کلمه جامعه فاضله، سدالهی، نور مدبر، قلب حقیقی، لب نهی و
( حجی(رساله فی الکلام علی النفس الناطقه، ص 425
آدمی مرکب از دو جزء تن و جان است(معراجنامه، صص 81 و 84 و 83 و رساله فی الکلام علی
النفس ناطقه صص 426 و 425 و 336 و 337 و النجاه صص 62 و شفا الطبیعیات ص 202 و النفس
من الکتاب الشفاء ص 312 و 109 و 108 و 107 رساله نفس ص 52 و 5 و 9 و 13 و 56 و 68 و 34
و المبدأ و المعاد صص 109 و 108 و 107 و رساله فی السعاده و الحج العشره علی جوهریه النفس
صص 18 و 13 و 12 و 11 و 5 و رساله فی تدبیر منزل صص 49 و 54 و 60 و التعلیقات صص 80 و
30 و النجاه ص 185 علت بودن بدن برای نفس چهار صورت است: علت فاعلیه، علت قابلیه، علت
صوریه و علت کمالیه). توانایی ادراک کلیات و ادراک بلاحس دریافت معقولات ویژهی ملائکه
و انسان است و بنا به همین دارای نفس ناطقه دانسته شدهاند، از طریق قوه ناطقه است که انسان با
دنیای عقول، جواهر و ملکوت پیوند میخورد و میتواند معارف عالم بالا راادراک نماید وی
1. انسان از موجودات دیگر متفاوت است و انسان حیوان ناطق است و بقیه حیوانات غیرناطقه، چیزی که موجب متمایز
شدن انسان (حیوان ناطقه) از حیوان غیرناطقه می باشد، توانایی انسان در درک معقولات است.
سال دوازدهم، شماره 29 ، پاییز 1389 ، خیال، معنایی متفاوت..../ 257
حالاتی را که بر نفس ناطقه 1 انسان عارض میشود، عقل مینامد که عقل توانایی درک کنه امور
،104 ،114 ، را داراست در حالی که حس ناتوان از این امر است(ابن سینا، المبأ و المعاد صص 18
( 107 2درک عقل در مرتبهای قویتر و عمیقتر قراردارد وی از مدرکین عقول به عنوان کسانی یاد
میکند که از ماده خلاصی یافتهاند زیرا عقل اساساً آلتی جسمانی نمیباشد، امری جسمانی و
جسدانی نیست که در جسم و بدن منطبع باشد و از نفس ناطقه به نفس مدبره تعبیر میکند (رساله
فی العد : 419 و رساله بر واثم : 366 .) و عقل را به عملی و نظری تقسیم کرده است.
3. انواع عقل بشری
شیخالرئیس برای عقل نظری در نفس آدمی قائل به ترتیب و انواعی است از جمله: عقل هیولانی،
عقل بالملکه، عقل بالفعل و عقل مستفاد (عقل در حکمت مشاء، ص 318 ، علی مراد داوودی،
تهران: دهخدا، 1349 ش.). در نظر شیخ الرئیس نفس انسانی اگر به فکر و نظر نسبت داده شود
عقل نظری است. آراء کلی نزد عقل نظری است و حکم کلی به عقل نظری اختصاص دارد. همان
عقل نظری است که صور عقلی را به صورت کلی و نیز معانی عقلانی را به صورت کلی درک
میکند. عقل نظری در نظر ایشان قوهای است برای پذیرفتن معقولات که امری کلی است و نیز
علوم کلی از سوی جواهر عقلی و عقل نظری از طریق حدس و فکر قادر به این درک معانی و
؛ 26 ؛ النفس : 285 ،24 ،68 ، معارف کلی است (رساله فی العقول : 415 و 416 ؛ رساله نفس : 71
29 ). در این بین ابنسینا تقسیمات خاصی را برای عقل نظری قایل شده ، المبدأ و المعاد : 96
.(24 ، است(رساله نفس: 29
1. قوای نفس ناطقه انسانیه : الف) قوه عامله ب ) قوه عالمه، قوه عالمه قوه ای است که محرک بدن انسان است و نیز
دارای قوه محرکه است که خود محرکه دو نوع است : الف) باعثه ب ) فاعله، خود قوه محرکه شامل قوای نزوعیه،
شوقیه، شهوانیه، غضبیه می باشد و اما قوای ادراکی خود به دو قسم تقسمی شده است : الف ) قوه ای که از خارج
تدارک می شود ب ) قوهای که از داخل تدارک می شود و در این مرحله از تقسیم بندی نیز قوای مدرکه از خارچ پنج
قسم است : 1) بصر 2)سمع 3)شم 4)ذوق 5)لمس در کنار این قوا ابن سینا قوه نظریه و قوه قدسیه را که اعلی مراتب
159 و رساله برّ و اثم ص ،163 ،168 ، قوای انسانیه می باشد را جزء قوای نفس ناطقه انسانی می داند: النجاه صص 192
.361
( 2. ابن سینا در همین اثر ادراک را به حسی، خیالی وهمی، ظنی و عقلی تقسیم میکند. همان ص 17
258 /فصلنامه پژوهش سیاست، سال دوازدهم، شماره 29 ، پاییز 1389
1-3 . عقل عملی
چنانچه نفس انسانی به عمل نسبت داده شود عقل عملی است. عقل عملی منشاء اخلاق حسنه و
نیکو در انسان است. زیرا وجه عملی نفس انسانی را دربرمیگیرد و صدور اخلاق نیکو در صورت
غلبه یافتن عقل عملی بر قوای حسی شهوت و غضب است و در غیر این صورت اخلاق بد و
نادرست از انسان صادر میشود و به واسطه عقل عملی به استنباط صناعت میپردازد (النفس من
کتاب الشفاء، تحقیق آیت ا... حسن زاده آملی، ص 285 ، رساله نفس ص 24 و رساله بر واثم
صص 365 و 363 ). عقل عملی توانایی دریافت و درک معارف آ