حقوق حیوانات: تأملی در نظریه و رویه

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

دکتری حقوق بین الملل دانشگاه علامه طباطبایی

چکیده

در حالیکه حقوق بشر و مبانی نظری و رویه موجود در این خصوص در ادبیات حقوقی داخلی با
اقبال فراوانی روبه رو بوده است، مباحث و مبانی نظری حقوق حیوانات و چالش های مطرح در آن، تا
حد زیاد مغفول مانده است. در واقع، مهمترین مباحث مطرح در این خصوص که نیازمند تأمل در
دکترین و نظریات حقوقدانان برجسته است، در برخی زمینه ها با مسائل بنیادین حقوق بشر در
ارتباط بوده، چه بسا جنبه هایی از حقوق بشر را به چالش می کشد. برابری حقوق بشر و حقوق
حیوانات، تأمل در مفهوم رنج و درد بسیار حیوانات و مصادیق آن، با ابهام در فرض وجود احساسات و
قدرت بیان در حیوانات در هم آمیخته، رویکردهایی را به نمایش می گذارند که گاه یکسره منکر
حقوق حیوانات می شوند، گاه حقوق حیوانات را مؤخر بر حقوق بشر و در جهت رفاه وی می انگارند و
گاه قائل به حقوقی برابر میان بشر و حیوانات می شوند. تأمل در این رویکردها زمینه بحث و تأمل
بیشتر در این مبحث در آینده را فراهم می آورد.
از سوی دیگر، نگاهی به رویه بین المللی دولت ها و مقررات داخلی مصوب در حمایت از حقوق
حیوانات، همچنان مبین عدم توجه لازم به این حوزه و تفوق خواست و رویه دولت ها در تقدم منافع
ملی آنهاست که در بسیاری موارد با سیاست های حمایت از حقوق حیوانات در تقابل قرار می گیرد.
سرانجام به عملکرد برخی سازمان های بین المللی مدافع حقوق حیوانات در تکمیل بحث و
جمع بندی مطلب خواهیم پرداخت.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Animals rights : Tamil in theory and behavior

نویسنده [English]

  • aramesh shahbazi
مقدمه
جذابیت مباحث فلسفی و تئوریک در عدم همگونی رویکردهای گوناگون و نتایج مختلفی
نهفته است که به همراه دارند؛ به گونه ای که بین رویکردهایی مختلف که هر کدام از جنبه ای
( Tom خاص به قضیه می پردازند، نظرات متعدد، اما منطقی و قابل قبول، فراوان است
بی تردید نمی توان پذیرفت که تعریف پذیرفته شده یکسانی از منابع و .Regan, 1980:305)
مسلماً این که یک .( Jeremy Waldron, 1996:575- مبانی حق ها وجود دارد( 85
1 به حد کافی به توصیف حق های قانونی بپردازد، قدری تأمل برانگیز قلمداد « مبنای ذهنی »
،« هوفلد » به نظر می رسد دست کم پس از اینکه .(L.W. Summer, 1987:19- می شود( 20
می توان پذیرفت ( Andrew Halpin, 2001:27- حق را به انواع گوناگون توصیف کرد،( 48
(Wellman, که مفاهیم متعددی از یک حق، در حوزه حقوق با هم جمع می شوند. , 1985
که بر (Donnelly, 122-30 : بنابراین، از آنجا که حق ها مفاهیمی پیچیده اند 1996:15 )
اخلاق، سیاست، مذهب، فرهنگ و ... مبتنی هستند، لذا برای جستجوی مبانی حقوق نمی توان
به یک مبنای منحصر به فرد اکتفا کرد. 2 از این حیث می توان از حق به عنوان معجونی که در
که حق ها را منحصر به عناصر « کارل ولمن » قالب یک لفظ بیان می شود، نام برد. حتی برخلاف
می داند، ممکن است این معجون عناصری بیش از آن را نیز شامل شود. به « هوفلد » مورد نظر
عبارت بهتر، حقّ بیش از آنچه یک اتم باشد، ملکولی است که از عناصر گوناگون
. (W.V.O.Quin, 1976:01-103; T.Kelch, p. شکل گرفته است( 10
در حوزه مباحث تئوریک در خصوص حقوق حیوانات نیز، آنچه از اهمیت فراوانی برخوردار
است، این است که از کدام رویکرد و منظر نسبت به این حقوق بنگریم و از کدام دریچه آن
. ( Adrian Franklin, pp.127- حقوق را ترسیم نماییم ( 134
به عبارت دیگر، گرچه پذیرش حقوق حیوانات 3 نیازمند ارائه یک چارچوب نظری قابل
1. A Conceptual Foundation
2 . برای مثال، حق مالکیت، از یک طرف مبتنی بر یک اصل اخلاقی است، که برخی آن را یک مطلوبیت اساسی
نیز می دانند. از طرفی، می تواند بر هدف افزایش دارایی خصوصی در جامعه نیز مبتنی باشد، همان گونه که قاعده
پذیرفته شده تسلیط نیز می تواند مبنای پذیرش آن باشد. برای آگاهی از مبانی متعددی که برای برخی حق ها در
نظر گرفته شده رک:
Robert, H. Welson, How to Reform Grazing Policy: Creating Forage Rights on
Federal Rangelands, Fordham f.j.n. Journal, no.8, 1997, pp.645-646.
3 . آنچه در این مختصر به آن می پردازیم، صرفاً بررسی حقوق است. این که آیا در برابر این حقوق می توان تکالیف
یا مسؤولیتی نیز برای حیوانات قائل شد، یا حتی اینکه آیا حیوانات در برابر یکدیگر مسؤولند، در قلمرو بحث حاضر
نمی گنجد؛ هر چند به لحاظ تاریخی ذکر این نکته خالی از لطف نیست که از قرن نهم میلادی تا قرن نوزدهم، در
اروپای غربی، موارد متعددی از محاکمه حیوانات ثبت شده است. با این حال، در همه موارد قضایا به نفع آنها تمام
حقوق حیوانات: تأملی در نظریه و رویه/ 29
پذیرش است، با این حال، نگاهی به رویکردهای رقیب و یا بیگانه، هم در ترسیم الگوی مناسب
و هم در میزان تأثیر و ترکیب این رویکرد ها تأثیر بسزایی دارد. از این رو، به ذکر رویکرد
تئوریک خاصی بسنده نمی کنیم و تا حد ممکن، به چند رهیافت برجسته اشاره خواهیم کرد.
در این میان، به طور خاص به حیوانات به عنوان یکی از مصادیق ممکن در این قلمرو خواهیم
پرداخت. آن گونه که پیداست، قلمرو بحث، نیازمند ورود به بسیاری از حوزه های تئوریک و
بررسی متغیرهای گوناگون در راستای تحلیل تئوریک این موضوع است.
در این مجال، قصد نداریم که به طور جدی همه این رویکردها را نقد و ارزیابی کنیم. 1 در
مقابل (به ضرورت فقر ادبیات حقوقی داخلی) به بیان رویکردهای تئوریک در این خصوص
خواهیم پرداخت و در ادامه، به رویه موجود در این خصوص، به ویژه در ایالات متحدة آمریکا و
شماری از سازمان های غیردولتی خواهیم پرداخت و بررسی تحلیلی قضیه را به فرصتی دیگر وا
می گذاریم.
مبحث اول: از حقوق بشر تا حقوق حیوانات؟
از حقوق بشر و مبانی فلسفی و تئوریک آن بسیار سخن گفته شده است. حقوق بشر مرکب از
دو جزء است. محور بسیاری از مباحث تئوریک این حوزه تمرکز بر مفهوم "حق" 2 بوده و هست
و عمدتاً هر جا که به بحث بشر پرداخته شده، نه از "ذات" 3 که از "وصف" 4 آن سخن به میان
آمده است. گاه تا اندازه ای بر این بحث تأکید شده که حقوق بشر انسان محور، با تفاوت در
نشده است. یکی از قضایای مطرح در این خصوص به این قرار است که در سال 1552 میلادی، موشها توسط
دادگاه کلیسا، مورد محاکمه قرار گرفتند. آنها متهم به جنایت، بویژه جرم خوردن و تخریب گستاخانه مزارع جو
منطقه بودند. یک شکایت رسمی از سوی اسقف منطقه به قائم مقام اسقف، مبنی بر مجرمیت موشها داده و از
قاضی محلی خواسته شد تا در روز معینی که موشها باید در دادگاه شرکت کنند، از آنها دفاع « بارتلمی چاسمی »
کند...در نهایت، در این قضیه دادگاه با توجه به اظهارات طرفین اصل را بر عدم تقصیر عمدی موشها گذاشت و آنها
را تبرئه کرد.! برای اطلاع بیشتر مراجعه شود به:
Gunter Teubner, Rights of Non-human? Electronic Agents and Animals as New
Actors in Politics and Law, Journal of Law and Society, forthcoming no. 2000.
1 . برای مثال، می توان مبانی نظری حقوق حیوانات را در شریعت مقدس اسلام، در قرآن کریم و در احادیث و
روایات فقهی مورد توجه قرار داد. گستره بحث حاضر و خواست نگارنده در فتح بابی برای تأملی جدی در این
حوزه مانع از ورود به این بحث و مباحثی مشابه است. بدین ترتیب، در مجال حاضر به چند رویکرد نظری بس نده
کرده، تکمیل بحث را به فرصتی دیگر می سپاریم.
2. Right
3. Self
4. Description
30 /فصلنامه پژوهش حقوق، سال چهاردهم، شماره 36 ، بهار 1391
سرشت 1 انسان و غیرانسان، بیش از پیش خودنمایی کرده و هر چه جز آن، صرفاً در راستای
حمایت از حقوق انسان قرار گرفته است. با این توصیف، اساساً و بالذّات چیزی به اسم حقوق
بلکه حیوانات صرفاً ( M Freeman, 1996: 387- حیوانات، مورد توجه قرار نمی گیرند،( 9
ابزاری در جهت تحقق منافع و حقوق انسانند. با این حال، محور اصلی بحث حاضر خروج از
قلمرو محدود بشر به معنای انسان و قرار دادن این مفهوم در چارچوبی وسیعتر است؛ چارچوبی
که هر موجود زنده ای را در بر می گیرد.
در اروپای قرون وسطی و رنسانس و همچنین در سایر فرهنگ ها، ذوات و موجودات
غیرانسانی نیز در قلمرو حقوق، شخصیت داشتند. با این حال، به نظر برخی صاحبنظران، به
لحاظ علوم عقلی، تعداد بازیگران اصلی و صاحب حق در دنیای حقوق به حد در خور توجهی
کاهش یافته است، تا آنجا که پس از انقلاب علمی، دوران روشنگری فلسفی، و پس از اینکه
فردگرایی متدولوژیک بر فضای علوم غلبه پیدا کرد، تنها بازیگر باقی مانده فرد انسان بود و بقیه
برخی محققان علوم .(Katsuhito Iwai, 1999:583- موهوم و خرافه قلمداد شدند ( 632
آزمایشگاهی نیز همگام با مخالفان حقوق حیوانات با نادیده گرفتن بسیاری از جنبه های اخلاقی
یا مبنایی حقوق حیوانات، از ضرورت تحقیقات علمی و مطالعات خود در مورد حیوانات مصرّانه
با این حساب، بین نوع تحقیقات علمی، از .( W.E. Howard, دفاع کرده اند( 1993:234
حیث اینکه در آزمایشگاه باشد یا خارج از آن، و همچنین از حیث انواع حیوانات، تفاوتی
گذاشته نشده است. به نظر ایشان، از این جهت که نمی توان مسؤولیتی از باب اقدامات صورت
.(Ibid: گرفته به این موجودات منتسب نمود، نمی توان حقوقی نیز برای آنها متصور شد( 235
دسته ای دیگر از این گروه، گرچه حیوانات را مطلقاً فاقد حق تلقی نمی کنند، با این حال، از این
حیث که اقدامات صورت گرفته به هیچ وجه به رنج و درد این موجودات نمی انجامد و حتی با
چنین فرضی به پیشرفت علم و تحقق آمال بشر در خصوص بسیاری از مسائل پزشکی و علمی
یا منفعتی درآن وجود دارد، آن را توجیه ( Mark, دیگر منجر می شود،( 1994:222
برخی نیز ضرورت تعادل در طبیعت و لزوم .( Matt Cartmill , می کنند( 1994:1081
عدم دخالت در این فرایند طبیعی (همراه با به مخاطره افکندن حیوانات) را توجیهی در مقابل
.(Ibid: مدعیان حقوق حیوانات و در جهت بی توجهی به آنها مطرح می کنند( 1082
این فرض مسلماً غیرقابل پذیرش است. اطفال و محجورین نیز در بسیاری موارد از مسؤولیت
.(R.S. Dresser:71- مبرا هستند، با این حال، مسؤولیت شرط تمتع آنها از حق نیست( 85
( Gary L. Francione گاهی رویکردهای مخالف با حقوق حیوانات یا امکان مالکیت بر آنها
108 : چنان به اوج رسیده که به انتشار کتب و مقالات متعددی در مخالفت با این حقوق هم )
1. Nature
حقوق حیوانات: تأملی در نظریه و رویه/ 31
انجامیده است. ورود حوزه اخلاق به علوم طبیعی و پیوند آن با برخی حوزه ها و شکل گیری
حوزه های نسبتاً جدیدی مانند اخلاق زیستی و نظایر آن به روشن شدن برخی ابعاد و جنبه های
بین رشته ای قضیه می انجامد.
مبحث دوم: رویکردهای مبتنی بر حمایت از حقوق حیوانات
رویکرد های فراوانی در حمایت از حقوق حیوانات اتخاذ و دلایلی بر این مدعا ارائه شده است.
فرض اصلی نوشته حاضر، پذیرش حقوق حیوانات است. این امر بدون ورود به مباحث تئوریکی
که در این خصوص ارائه شده، ممکن نیست. مبانی نظری حقوق حیوانات در قالب دو رویکرد
اصلی بررسی میشوند.
بند اول: رویکرد منفعت گرایی 1
،« جرمی بنتام » نفع انگاری، گونه ای از فلسفه اخلاق است که برای نخستین بار توسط
.( M. Lyons, 1969, pp.173- حقوقدان انگلیسی در قرن نوزدهم میلادی مطرح شد ( 4
به طور کلی، هدف نهایی نفع انگاران، بالابردن خرسندی در جهان و پایین آوردن میزان رنج و
ضرر است. بر اساس فلسفه نفع انگاری، برای تعیین اخلاقی بودن یک عمل، باید به میزان نفع و ضرری
که آن عمل به اشخاص ذی نفع وارد می سازد، توجه داشت. اگر نتیجه نهایی سودمند باشد، عمل مزبور،
عملی اخلاقی است و اگر نتیجه نهایی زیان آور باشد، عمل غیر اخلاقی است. در این فرض، حقوق متضمن
( Michael منافعی خواهند بود که قواعد حقوقی این منافع را برای صاحبان آنها تضمین می کنند
آنچه مسلم است، این که در این رویکرد منفعت ناشی از حق است و .Freeman, 1994, 388-390)
پس از تعیین قاعده حقوقی، منافعی که از آن ناشی می شود، مورد حمایت قرار می گیرد، علاوه بر آنکه توجه
( Jeromy به فرد در این رویکرد جای خود را به توجه به بیشترین اشخاص ذینفع می دهد
.Shestack, 1998, p.213)
جرمی بنتام در سال 1789 ، همزمان با تصویب اعلامیه حقوق بشر و شهروند فرانسه اعلام نمود:
روزی فرا خواهد رسید که سایر مخلوقات، از حقوقی که از آنها دریغ شده است، »
بهره مند می شوند. امروز فرانسه به این نتیجه رسیده است که سیاهی رنگ پوست،
دلیلی برای عدم تمتّع از حقوق انسانی نیست....با پذیرش اینکه یک سگ یا گربه بالغ،
عقلایی تر از یک طفل یک روزه، یک هفته ای و حتی یک ماهه است، سؤال اینجاست
که آیا این موجودات از حقوق خود بهره مند می شوند؟ بحث در این نیست که آیا
حیوانات قدرت تعقّل دارند یا نه؟ حرف می زنند یا نه؟ مسأله این است که آیا متحمل
1. Utilitarianism
32 /فصلنامه پژوهش حقوق، سال چهاردهم، شماره 36 ، بهار 1391
( Jeremy Bentham, 1998:310-311) «؟ رنجی می شوند
به نظر او بد رفتاری با حیوانات، شبیه به برده داری یا تبعیض نژادی نسبت به انسانه است
همین رویکرد از سوی جان استوارت میل نیز پذیرفته شده بود .(Ibid:310-11)
. (John Stuart Mill.1987:252)
نیز به عنوان یک منفعت انگار، در ادامه رویکرد بنتام به این نتیجه رسید که « پیتر سینگر »
رنج بردن 1 یک ویژگی اساسی برای دارا شدن حق بین انسانها و حیوانات است.
(Peter Singer, 1974:1)
در توجیه حقوق حیوانات به مفهوم حق یا اخلاق ،« سینگر » البته به نظر برخی
منبسط، 2استناد نمی کند، بلکه به نظر او تنها مبنای حقوق حیوانات اصل برابری 3 است. بنابراین
تنها حقی که می توان برای حیوانات در نظر گرفت، حق ملاحظه یکسان آنها با انسانها به لحاظ
به نظر او، برای تعیین اینکه آیا عملی خاص که بر ( Tom Regan: منفعت است. ( 307
حیوانات تأثیر می گذارد، درست است یا غلط، باید بین منافع حیوانات در زندگی آزادانه و
سودمند و اجتناب از ضرری که در استفاده از حیوانات به شیوههای گوناگون به انسان وارد
در اجرای این معیار، به این نتیجه می رسد که برخی « سینگر » . می شود، تعادلی برقرار کنیم
( T.Kelch: اشکال استفاده از حیوانات توسط انسانها به لحاظ اخلاقی ناموجه است.(. 11
معتقد است حق « سینگر » . نفع انگاری، اساساً در صدد برقراری نوعی توازن میان منافع است
از آنجا که زبان ( P.Singer, اخلاقی دارای مفهومی کاربردی یا کارآمد نیست.( 1993:96
حقوق بیش از اخلاق به سیاست نزدیک است، بیشترین کاربردش ... برای مثال، در پخش اخبار
اما در مقابل، ( P.Singer, Animal Liberations.p. از شبکه های تلویزیونی است( 8
این است که باید به منافع همگان توجه شود. به این ،« سینگر » نخستین مسأله مورد توجه
ترتیب رنج و درد، برای همه رنج و درد است و این مهم نیست که مخاطب مستقیم آن کیست.
لذا برای ایجاد تعادل و تناسب، نمی توان به نفع یکی و به ضرر دیگری رأی داد. صرفاً میزان درد
است که به تفکیک بین دو طرف می انجامد. بنابراین، مبنایی برای ترجیح منافع انسانها بر
حیوانات در صورت طرح بحث منافع میان طرفین نیست. منافع آنها ناشی از توانایی آنها در
احساس نفع و ضررشان است. بنابراین، برای مثال در حالی که یک تخته سنگ فاقد حس درک
نفع و ضرر است، موش این حس را دارد. هیچ مبنایی برای تعیین اینکه آیا یک موجود دارای
نفع و ضرر هست یا نه ، از جمله هوش، جنسیت، نژاد و گونه جانوری، وجود ندارد.
1. Capacity for Suffering.
2. Extending Rights or Morality to Animals.
3. Principle of Equality
حقوق حیوانات: تأملی در نظریه و رویه/ 33
اینکه نمی توان برای انسان و حیوان قائل به منافعی برابر شد، همان چیزی است که
از آن به عنوان اعتقاد به گونه ای خاص نام می برد. خاص بودن گونه انسان، مؤید آن « سینگر »
است که هوشیاری بیشتر انسان، و حس قبلی او از مرگ و مانند اینها به درد و رنج بیشتر او
این امر « سینگر » اما به نظر .( Peter Singer, Practical Ethics:55- می انجامد ( 8
.(Ibid: مبنایی برای چنین تفاوتی بین انسان و حیوان نیست( 58
به موارد استفاده متعدد حیوانات اشاره می کند. به نظر اومنفعت در استفاده از « سینگر »
حیوانات به عنوان غذا بسیار ناچیز است. در واقع، انسان برای حیات خود نیازمند گوشت
حیوانات نیست، بلکه گوشت حیوانات برای او جنبه تجملی دارد. بر عکس، برای او به لحاظ
.(Ibid: هزینه گرانند( 62
منفعت انسان در بسیاری موارد، برای مثال در استفاده از روغن برخی جانوران در برخی ارقام
آرایشی و بهداشتی، نیز قابل ملاحظه نیست و برعکس، رنجی که از این باب به حیوانات
.(Ibid:65- می رسد، بسیار زیاد است( 67
کشتن حیوانات نیز مسأله ای بحث برانگیز و پیچیده است. اما بحث اینجاست که آیا اگر
در پاسخ به « سینگر » ؟ کشتن حیوانی بدون رنج و درد آن میسر باشد، چنین امکانی وجود دارد
این سؤال ابتدا به تفکیک بین حیوانات خود آگاه و حیوانات ناخودآگاه می پردازد. وی در
خصوص حیوانات خود آگاه، ابتدا به این می پردازد که چرا به لحاظ اخلاقی کشتن چنین
این پرسش را در تئوری های مختلف بررسی و ارزیابی « سینگر » . حیواناتی اخلاقی نیست
می کند. نخست، با ترجیحی نفع انگارانه، منافع افراد، بدین صورت که منافعی هستند که
شخص، پس از برقراری تعادل و تأمل در آن ترجیح می دهد. هر عملی که مانع از این ترجیح
باشد، اخلاقی نیست. در نتیجه، اگر یک موجود نتواند برای خود آینده ای متصور شود، در نتیجه
.(Ibid:94- هیچ منفعت کنارگذاشته شده ای نخواهد داشت( 5
در راستای پیشنهاد فیلسوف آمریکایی مایکل تولی، حقوق از تمایلات ،« سینگر » دوم، به نظر
ناشی می شوند. برای مثال، تمایل به تداوم زندگی، به حق ادامه زندگی منتهی می شود
.(Ibid:95-99)
سوم، بحث احترام به شخصیت عقلانی حیوانات و به عبارت دیگر، توانایی انتخاب و عمل بر
اساس تمایل شخصی است. تنها موجودات عقلایی و خودآگاه چنین اهلیتی دارند. احترام به
شخصیت عقلایی مانع از کشتن موجودی می شود که او نیز خود دارای چنین ویژگی است
(Ibid:97-100)
معتقد است که بسیاری از حیوانات تفکر عقلایی و قدرت زبانی خود را به اثبات « سینگر »
رسانیده اند. در چنین مواردی، حیوانات باید به عنوان یک شخص بررسی شوند و لذا بحث از
34 /فصلنامه پژوهش حقوق، سال چهاردهم، شماره 36 ، بهار 1391
انکار حقوق حیوانات در این فرض منتفی است. در خصوص حیوانات ناخودآگاه مانند مرغ و
کشتن بدون رنج مانعی ندارد، و این در صورتی قابل پذیرش است که « سینگر » ماهی، به نظر
چنین حیوانی با یک حیوان دیگر از همان گونه جانشین شود. در این صورت، باز هم تعادل به
( Ibid:125-7, حالت قبل بازخواهد گردید و عملی غیراخلاقی محقق نخواهد شد- 132
.134.)
قابل طرح است. نخستین ایراد این که نمی توان به « سینگر » ایراداتی نیز نسبت به رویکرد
طور قطع و یقین پذیرفت که حیوانات احساس درد و رنج دارند. دیگر اینکه حیوانات، خود،
یکدیگر را می کشند و می خورند. پس چه منعی از سوی انسان در این زمینه قابل تصور است؟
در رد اعتراض اول معتقد است که رفتار حیوانات در درد و رنج، همانند رفتار انسان « سینگر »
به علاوه، سیستم عصبی مرکزی انسان و .(Peter Singer, 1990:10-12, 14- است( 15
حیوان در عکس العمل نسبت به درد بسیار شبیه به یکدیگر است، و این امر در پستانداران
در خصوص ایراد دوم نیز (Peter Singer, Practical Ethics:69- تقریباً یکسان است ( 70
معتقد است بسیاری از حیوانات صرفاً برای بقا یکدیگر را می کشند، در حالی که برای انسان
می پذیرد که مسؤولیتی قابل انتساب به حیوانات « سینگر » چنین ضرورتی وجود ندارد. از طرفی
.(Ibid:70- نیست، در حالی که انسآنها از جهت چنین امری دارای مسؤولیت خواهند بود( 71
بند دوم: رویکرد حق محور
رویکرد های حق محور عمدتاً متأثر از رویکردهای حقوق طبیعی است. برای بررسی این
رویکرد، چند شاخص عمده موجود در این رویکرد را به عنوان متغیر انتخاب نموده، رویکردهای
متأثر از آن را در ارتباط با حقوق حیوانات مد نظر قرار خواهیم داد.
الف – ارزش های ذاتی
و دیگران « دکارت » حیوانات موجوداتی با قوه درک هستند. او در مخالفت با « ریگان » به نظر
که حیوانات را فاقد قدرت تکلم و شعور می دانستند، معتقد است که این امر به لحاظ منطقی
نادرست است، زیرا انسانها حتی پیش از این که الفاظ را به طور کامل و صحیح به کار ببرند،
برخی حیوانات مانند شامپانزه ها، اوران گوتانها و ،« ریگان » دارای قدرت فهم بوده اند. به نظر
گوریل ها، نشانه هایی از کاربرد زبان در میان خود را نشان داده اند و حتی می توانند در زندگی
(Gary Francione, گروهی با انسانها مشارکت داشته، احساساتشان را با آنها تقسیم کنند
در خور تأمل است: نخست اینکه، « ریگان » 1955 . بنابراین دو فرضیه مهم در رویکرد , p.8)
ایده حقوق حیوانات، ایدهای عقلانی است. دوم اینکه برخی حقوق خاص حیوانات، دلیل
حقوق حیوانات: تأملی در نظریه و رویه/ 35
قانع کننده ای برای پذیرش این باور است که نمی توان آنها را از بین برد و این خود توجیهی
.( Tom Regan: است برای ضرورت گیاه خواری ( 305
مهم ترین تجلی دار ابودن ارزش ذاتی 1 به نظر ریگان دار اشدن حق است و این حق خود
مشتمل بر حق زندگی، داشتن آزادی، و عدم استفاده ابزاری از حیوانات در راستای اهداف و
حق ها صرفاً با این استدلال که ممکن است منفعت در چیز .(Ibid:8- منافع انسان است ( 9
به نظر او، حتی در فرضی که اقدامی علیه .(Ibid: دیگری باشد، کنار گذاشته نمی شوند( 11
حیوانات به منفعتی برای انسان منتهی شود، نمی توان آن را قابل اعمال دانست، زیرا این امر
.(Regan, 1983 : می تواند به تغییر در گونه ای جانوری یا انقراض نسل آنها منتهی شود ( 50
(Michael Walsh این که حیوانات دارای حق هایی هستند ،« ریگان » با این حال، به نظر
1974:7-57 . دقیقاً به این معنی نیست که حقوقی مساوی یا معادل با انسانها دارند، زیرا )
برخی حقوق صرفاً از آن انسان است؛برای مثال، حق شرکت در انتخابات یا حق رانندگی و مانند
اینها؛ علاوه بر این در مواردی شاهد تعارض میان حق ها و تعلیق موقّت آنها هستیم. برای مثال،
در جایی حق آزادی بیان با حق دیگر افراد جامعه در تعارض قرار میگیرد و ممکن است موقّتاً
Francione, به حالت تعلیق درآید و این دو مورد در خصوص حقوق حیوانات نیز مصداق دارد
.( Op.cit:9-10)
در همین حال، برخی معتقدند که با فرض پذیرش ارزشهای ذاتی برای انسان و حیوان، نباید
برای آنها حقوق و حمایت های یکسانی در نظر گرفت. انسانها اعضای خانواده نسبتاً استواری
بوده، دارای توانایی های روحی بیشتری هستند. این موضوع خود به طور منطقی به حقوق و
.(Walsh, pp. 49- حمایت های بیشتر از آنها می انجامد ( 50
می توان به این نتیجه رسید که رهیافت ،« سینگر » و « ریگان » در تعارض دو رویکرد اخیر
مبتنی بر جواز برخی رفتارها در خصوص حیوانات است، در حالی که « سینگر » نفع انگارانه
که بر ارزشها مبتنی است، توسل به چنین رفتارهایی را در هیچ « ریگان » رویکرد حق محور
.( David S. Oderberg, 2000, ch. شرایطی و به نفع هیچ گروهی نمی دهد( 3
١. ارزش های ذاتی نقطه مقابل ارزش های ابزاری است. ارزش های ذاتی انواع متفاوتی دارند. برای مثال، وقتی
می گوییم یک تابلوی هنری دارای ارزش ذاتی است، این به آن معناست که بالذّات ارزشمند است. با این حال، این
ارزش، از این واقعیت ناشی می شود که انسآنهایی مانند ما قادر به درک ارزش کار هنری اند. به عبارت دیگر، انسان
دارای ارزشی در درون خود و بدون ضرورت وجود یک موجود زنده دیگری است که به وجود او اعتبار بخشند و
این نوع از ارزش را می توان یک ارزش درونی قائم به خود نامید. لذا هر جا به بحث ارزش در مورد حیوانات یا هر
پدیده غیرانسانی می پردازیم، منظورمان همین ارزش ذاتی مشتق شده است.
36 /فصلنامه پژوهش حقوق، سال چهاردهم، شماره 36 ، بهار 1391
با رد این نظر که انسان از این جهت دارای حق محسوب می شود که وجدان، شعور، « ریگان »
قدرت بیان و احساسات دارد، آنچه به یک پدیده ویژگی های روانی می دهد را موجبی برای
ضرورت 1 را عاملی برای توسل به ،« سینگر » استحقاق حق نمی داند، در حالی که مخالفان
اقدامات خشونت آمیز یا رنج آور بر حیوانات تلقی نمی کنند و معتقدند اگر قرار است این اقدامات
در راستای مطالعات علمی صورت پذیرد، استفاده از جنین انسان، یا انسانهایی که دچار برخی
.(Ibid: بیماری های لاعلاج هستند، مبین نتایج مطلوبتری خواهند بود( 44
ب – کرامت
کرامت نیز یکی از پارامترهای قابل توجه در رویکردهای موجود در حوزه حقوق حیوانات
است. به لحاظ تاریخی، پیش از شایع شدن عبارت کرامت انسانی دو تفکر اساسی در خصوص
وضعیت خاص انسانها در برابر سایر حیوانات وجود داشته است: اولّی به دوران فلاسفه یونانی
مانند افلاطون و ارسطو باز می گردد. این رویکرد مبتنی بر این بود که از آنجا که انسانها از
موقعیتی ممتاز در میان سایر حیوانات برخوردارند، بر آنها برتر ند، به عبارت دیگر، از شایستگی
و احترام بیشتری نسبت به آنها برخوردارند.
ارسطو و افلاطون معتقد بودند انسان آیینه خداوند است (البته، نه از این جهت که وجود
خداوند منحصر در جسم مادی است، بلکه از این جهت که عقلانیت در هر دو مشترک است). 2
با وجود این، از نظر آنها اگر به عقلایی بودن امری خدشه ای وارد شود، در این صورت انسان
می تواند مترادف با حیوانات باشد. به عبارت دیگر، در این فرض کرامت انسانی 3 مترادف با نیک
بودن انسان 4 است.
ارسطو معتقد بود که سایر حیوانات صرفاً در راستای هستی انسان به وجود آمده اند؛ هر چند
که در یونان باستان نیز شماری از فلاسفۀ متأثر از بودیسم تمامی هستی را مقدس تلقی
می کردند با این حال بی تردید، آنچه در این مجال به آن می پردازیم، کرامت تجربی 5 نیست
بلکه منظور از کرامت ارزش های درونی یا ذاتی هر ،(Sabine C.Carey, 2004:3-15)
مسأله اساسی اینجاست که آیا .( Alan Geworth, 1992:10- مخلوق زنده است( 12
1. Necessity
٢ . این عقلانیت، توانایی تفکر، انجام اعمال ریاضی یا علمی نیست، بلکه توانایی دستیابی به اهداف و تمییز خیر از
شّر است، به عبارت دیگر با اخلاق و اراده آزاد پدیده پیوند مستقیم دارند
3 . Human dignity
4 . Human goodness
5 . Experimental dignity
حقوق حیوانات: تأملی در نظریه و رویه/ 37
قلمرو کرامت منحصر به انسان می شود یا از حوزه مباحث انسان شناسی می گذرد و مجموعه ای
وسیعتری را در بر می گیرد که حیوانات نیز جزئی از آن محسوب می شوند؟ و پرداختن به این
(Jeff Malpas, . بحث نیازمند بررسی مفهومی به نام کرامت طبیعت 1 است ( 2007:26
تحقیقات تجربی مبین این امر است که کرامت مساوی با وجود یا فقدان ترس، درد، یا رنج
نیست؛هر چند که بیشتر این تجارب انسانی ممکن است کرامت را تهدید کند یا به آن خدشه
آنچه مورد نظر ماست، این است که کرامت در معنای اخیر فراکانتی اش، .(Ibid: وارد سازد( 42
متفاوت از عقلانیت مورد نظر کانت 2 است. در همین راستا، برخی بین عقلانیت به عنوان اهلیت
تمتّع و عقلانیت در معنای اهلیت استیفا، تفکیک قائل شده اند که این تفکیک به تأثیرات مهم
(Y.S. Lo, .1999: مداخله انسان در زندگی حیوانات و در چرخه طبیعت می پردازد- 247
66)
معتقد است کرامت می تواند مبنای قابل توجهی برای اعطای حقوق به « استیون وایز »
بھ نظر او، کرامت نیازمند عقلانیت کامل .( Steven M. Wise, p. حیوانات باشد ( 209
کانتی نیست، بلکه آستآنهای پایین تر با عنوان عقلانیت واقعی 3 را به عنوان مبنایی برای حقوق
که به هر روی از آزادی کمتری برای مخلوق در (Ibid, p. حیوانات در نظر می گیرد،( 874
.(Ibid:874-5, 877- انتخاب عقلایی حکایت می کند ( 8
منطق کرامت انسانی با طرح بحث بیوتکنولوژی و به طور خاص، شبیه سازی انسانی اهمیت
بیشتری یافته است. تحقیقات ژنتیکی در خصوص "دی.ان.ای" مشابهت های قابل ملاحظه ای
(J. Sulston and G بین "دی.ان.ای" انسانها، حیوانات، و گیاهان به اثبات رسانده است
.Ferry, 2004)
توانایی محققان در انتقال دی.ان.ای بین گونه های مختلف این ایده را برانگیخته است که آیا
امکان دارد انسان به صورت بدوی خویش بازگردد؟ ) از دهه نود میلادی به بعد، دغدغه هایی
جهانی در سطح بین المللی در خصوص لقاح مصنوعی از سوی کلیسای پاپ، شورای اروپا و
سازمان جهانی بهداشت 4 مطرح شد. "اعلامیه جهانی حقوق و ژنوم انسانی" یونسکو به کرّات از
1. Dignity of Nature
٢. به این معنا که برای مثال، زندانی یا کسی که مواد مخدر مصرف کرده، ممکن است نتواند به طور کامل از
قابلیتهای خود استفاده کند، یا دارای اهلیت ناقصی باشد. با این حال، کرامت او همچنان در جای خود محترم
است؛ به این صورت که با از بین رفتن وصف عارضی دوباره به وضعیت اولیه خود باز می گردند
3 . Realistic Autonomy
4 .See for instance the Resolution of the 50th World Health Assembly, Geneva, May
1997 affirming that the use of cloning for the replication of human individuals is
ethically unacceptable and contrary to human integrity and morality.
38 /فصلنامه پژوهش حقوق، سال چهاردهم، شماره 36 ، بهار 1391
این اصطلاح استفاده کرده است، در حالی که در اسناد قبلی موجود به این واژه اشاره نشده
بود. 7 اعلامیه مقّرر می دارد که ژنوم انسانی تضمین کننده وحدت بین کلیه اعضای خانواده
بشریت است. ماده 11 اعلامیه می افزاید که اعمال مخالف با کرامت انسانی مانند لقاح مصنوعی
.(Plomer, Aurora, 2005: مجاز نیست ( 74
کانت معتقد بود که حیوانات صرفاً به عنوان ابزاری برای انسان و در جهت منافع وی هستند
و به نظر او هر که با حیوانات رفتار نادرستی داشته باشد، در روابطش با سایر انسانها نیز با
مشکل روبهروست؛ 1 تا جایی که حتی این رفتار (در راستای حمایت از حقوق انسان) می تواند
.(Tom Regan, 1983:175- رفتاری نادرست با سایر همنوعان تلقی شود ( 183
با این که از این مباحث زمان نسبتاً زیادی می گذرد، با این حال، دوباره همین مباحث طی
دو دهه اخیر، از حاشیه به متن آورده شده است. در سال 2002 ، آلمان نخستین دولت اروپایی
بود که به ضرورت تضمین حقوق حیوانات در قانون اساسی اش رأی داد و در جایی که بحث
حمایت از حقوق و کرامت انسانی مطرح بود، حیوانات را نیز اضافه کرد. قوانین داخلی اتحادیه
اروپا و ایالات متحد آمریکا نیز در راستای اصلاح استفاده از گوشت حیوانات به عنوان منبع
اما همچنان بازار (Chicago Tribune, غذایی پیشرفت چشمگیری داشته است، ( 2002:9
بحث و مجادله در این خصوص گرم است.
ج- صاحب حق بودن
مهم ترین سؤالی که دراین قسمت به ذهن می رسد، این است که چه ویژگی هایی برای یک
موجود لازم است تا بتوان آن را "صاحب حق" 1 نامید؟
حیوانات را صاحب حق و منتفع از آن نمی داند. به نظر او، گرچه برخی – ،« توماس کلچ »
آنگونه که به آن پرداختیم - عقلانیت را مبنای تمتع از حقوق می دانستند، "کرامت رقیق
(1998, PP.559- شده" 2 نیز می تواند به عنوان مبنای برخورداری از حق لحاظ شود 560
در همین راستا، اگر معیار برخورداری از حق به جای عقلانیت بر وجدان .Thomas Kelch,)
یا قدرت ادراک مبتنی باشد، در این صورت، دست کم برخی حیوانات صاحب حق محسوب
(1983, P. می شوند؛ تا جایی که موجودات صاحب حق را شایسته حق زندگی 3 می دانند 234
1. Right-holder
2. Diluted dignity
3. Subject- of-life
حقوق حیوانات: تأملی در نظریه و رویه/ 39
و دیگران معتقدند هر موجود صاحب حق زندگی، دارای حق برابر با دیگر T. Regan,)
هر چند همین رویکرد هم به ( Hon-Lam Li, op.cit: دارندگان این حق است؛ (. 529
ضرورت وجود یک شخصیت روانی، باور، تمایل، قدرت تصور و احساس زندگی برای موجود
برخی آستانه را قدری بالاتر تصور و به (. L.W.Summer, 1987, P. تأکید می کند( 203
ضرورت عقلانیت اخلاقی برای استحقاق از حق پافشاری می کنند. از این جنبه موضوع حق باید
.( Feinberg, برخی محدودیت های هنجاری را برای برخورداری از حق بپذیرد( 1974:43
برخی به این رویکرد ریگان چنین انتقاد می کنند که ارزش ذاتی هر فرد، صلاحیت یا توانایی
برای اعمال یک زندگی تجربی است. با این حساب، یک فرد بالغ دارای ارزشی بیش از یک
.(Li, op.cit: سگ، و یک سگ دارای ارزشی بیش از یک ماهی در تجربه زندگی است( 529
این خود به نوعی ارزشهای ذاتی را در میان تمامی موجودات مدرج می کند.
معتقد است که صاحب حق باید به طور کامل با حقوق خود و شیوة اعمال آن « آلن وایت »
آشنایی داشته باشد و این خود نیازمند این است که صاحب حق به حق خود معترف و قادر به
و این امر حیوانات را که نه قدرت بیان، و نه اهلیت (Kelch, po.cit: اعمال آن باشد( 8
با این .( Hom-Lam Li: استیفای کاملی دارند، از شمول صاحبان حق خارج می کند ( 607
حساب، طفلی که استقلالی از خود ندارد، بالتبع دارای قدرت تصمیم گیری در خصوص حق
زندگی اش نیز نخواهد بود.
د - اخلاق
بی تردید، بحث اساسی اخلاق کلاسیک، به جای توجه به مفهوم گسترش یافته اخلاق، بر
.(Hon Lam Li., اخلاقی مبتنی است که انسان حول محور اصلی آن است( 2002:590
برخی معتقدند آنچه امروزه در کانون دغدغه و توجه بشر به مسأله حقوق حیوانات است،
تفکیک انسان و سایر موجودات خلقت نیست، بلکه دوری از فضیلت و زیاده خواهی بشر امروزی
.(Odeberg: است که به رنج و درد حیوانات و استفاده ابزاری از آنها منجر شده است( 45
(Richard رویکرد پوزیتیویستی عمدتاً ارتباط میان حقوق و اخلاق را انکار می کند
برای پوزیتیویست ها، حقوق مستقل از حکومت و نهادهایش قابل .Posner, 1990:10-11)
(Donnelly, تصور نیست، لذا حقی جز آنچه مورد نظر حکومت است وجود ندارد , 1994
به عنوان یک واقع گرا نیز معتقد است در حالی که اخلاقیات به « الیور وندل هلمز » .:38-41)
جنبه درونی آنچه در ذهن انسان است بر می گردد، حقوق با علایم بیرونی و تجلیات خارجی
.(Michele Moody-Adams, 1990:111- اعمال سروکار دارد ( 113
با این حال، بسیاری نیز به ارتباط مستقیم میان اخلاق و حقوق معترفند؛ به این صورت که
40 /فصلنامه پژوهش حقوق، سال چهاردهم، شماره 36 ، بهار 1391
، حق های اخلاقی بر پیش فرض های اخلاقی مبتنی اند. در این فرض حق های اخلاقی 1
نیز بین این دو « هارت » .( K. Wellman, 1995:107- همان حق های قانونی 2 اند ( 170
مفهوم رابطه قائل شده است. از نظر وی اخلاق برخی محدودیت ها را بر آزادی افراد در رابطه با
دیگران می پذیرد که این خود می تواند در تعیین محتوای قواعد و حق های حقوقی مؤثر باشد
حقوق و اخلاق نه فقط یکسره از هم بیگانه و « هارت » به اعتقاد (M.Wise, op.cit:846-7)
مستقل نیستند، بلکه نوعی تعامل و تأثیر متقابل میان آنها وجود دارد ( اچ. ال. ای. هارت، ش .
برای اخلاق نقش بسیار مهمی در قلمرو حق های « دورکین » 85 ). در مقابل - 166 ، صص. 74
باید بین اخلاق « سینگر » به نظر .(Ronald Dworkin, 1978, p. قانونی قائل است( 90
کلاسیک و اخلاق متکامل 3 قائل به تفکیک شد و به شدت با اخلاقیاتی که در پی تقدس انسان
بر سایر پدیده هاست، مخالفت ورزید. 4
این صرفاً یک بعد از قضیه است. او ویژگی اخلاق را مختص انسان می د اند، با « هوارد » به نظر
این حال از همین قضیه استفاده می کند و معتقد است که بدرفتاری با حیوانات از این جهت
( Matt Cartmill, ناپسند و ممنوع است که وجدان اخلاقی انسان 5 مجوز آن را نمی دهد
1994:1081 . مسلماً این عبارت متفاوت با این است که از این جهت نباید با حیوانات )
بدرفتاری کرد که آنها خود دارای ارزش بالذات یا غایتی مطلوب تلقی می شوند، بلکه به این
لحاظ شایسته توجه و احترامند.
بند سوم- مبنای قراردادی برای حقوق حیوانات
برای حق ها 6 و دیگر ابعاد سیستم حقوقی، یک مبنای « جان رالز » برخی نظریه پردازان، مانند
قراردادی فرضی قایلند. 7 بر این اساس، وی وضعیت طبیعی و اولیه ای 8 را به تصویر می کشد که
که در آن خود تعیین خواهیم کرد چه دسته از تعهدات قراردادی بر روابط ما، در جامعه ای که
در کنار دیگران به زندگی خواهیم پرداخت، حاکم خواهند بود. در این وضعیت اولیه و در پس
.(Rodd, 1990:241- پرده جهل، 9 تصمیم گیرندگان، موجوداتی عقلانی تصور می شوند ( 250
1. Moral Rights
2. Legal Rights
3. Revolutionary Morality.
4. C.f. Peter Singer, Rethinking Life and Death, Oxford, Oxford University Press,
1995.
5. Moral conciseness
6. Rights
7 . John Rawls, A Theory of Justice, op.cit. 1971, p. 111.
8. State of Nature
9. Veil of Ignorance
حقوق حیوانات: تأملی در نظریه و رویه/ 41
250 رویکرد رالز مبین نوعی تقابل 1 در ترازوی ناهموار تعهدات و حقوق طرفینی است، تا )
(Rachles جایی که احقاق حق صرفاً با احترام به حقوق دیگران ممکن و میسر است
با این حال حیوانات که از نظر رالز موجوداتی عقلانی نیستند، .James, 1976 :222)
(هرچند از نظر وی، به هر حال، صرفاً قابل توجه اند، 2 ) شایسته ورود به این حوزه تعهدات
و یا شایسته رفتاری عادلانه 3 نیستند. (John Rawls, 1993, p. متقابل( 244
(Martha C. رویکرد رالز در حقوق حیوانات از جهات متعددی مورد انتقاد واقع شده است
یک وجه انتقاد به این باز می گردد که رالز رفاه حیوانات 4 را تا .Nussbaum, 2005, ch.6)
مرحله بعدی طرح جامعه سیاسی اش عقب می اندازد و آن را منوط به زمانی می کند که همه
.(Martha Nussbaum,. نهادهای سیاسی جامعه محقق شوند( 2001:1506
تعریف مختصر، اما قابل قبولی از رفاه حیوانات ارائه داد که بر « رابرت نوزیک » ، پس از رالز
اساس آن گاه تحقق منافع حیوانات در جهت رفاه نوع بشر قربانی می شود، در این صورت،
گرچه چنین منافعی در نوع خود حایز اهمیت هستند، اما جایی که در مقابله یا مواجهه با
با .( Thomas Kelch, 1998:532- منافع انسان قرار گیرند، اولویت با منافع انسان است( 3
اینحال، گرچه رنگ ابهام از جنبه ای از تعارض در حقوق انسان و حیوان زدوده می شود، لیکن
نوزیک نیز همچنان پرسش های فراوانی را بی پاسخ می گذارد.
بند چهارم- جنبه احساسی حقوق حیوانات
عموماً اینگونه تصور می شود که احساسات در تئوری اخلاق بی اهمیت بوده و فاقد جایگاهی
این رویکرد بیشتر متأثر از تئوری .( Michael Stocker., 1996, p. قابل بررسی است( 1
اخلاق کانتی است که بر اساس آن منطق و احساس به کلی از یکدیگر تفکیک می شوند
با این حال، این رویکرد از سوی بسیاری از طرفداران حقوق حیوانات مورد .(Ibid:90-92)
تردید جدی واقع شده است.
لورنس ترایب، الگوی توجه به مسائل اکولوژیک را فارغ از رفع نیازها و دغدغه های انسان بیان
این رویکرد مخالف با الگوی انسان محور، (Laurence H.Tribe, 1974:1326- می کند( 7
1. Reciprocity
2 .See John Rawls, Op.cit. 505 (1971)
3 . John Rawls, A Theory of Justice, Oxford, 1972, pp.504-5.
4 . Animals Welfare
گرچه ایده مزبور به بیان جنبه های اخلاقی حقوق حیوانات می پردازد، با این حال، به هیچ وجه به منزله برابری
اخلاقی حیوانات با انسآنها نیست. با این وصف، گرچه حیوانات به جهات عدیده ای مورد توجه قرار می گیرند، لیکن
هرگز از حیث اخلاقی با انسآنها برابر نیستند.
42 /فصلنامه پژوهش حقوق، سال چهاردهم، شماره 36 ، بهار 1391
مبتنی بر جهان مادی به عنوان مواد خامی است که می تواند در خدمت بشر و نیازهای
باشد. بر این اساس هم حقوق و (Ibid: 1334- و تقدس مطلق طبیعت ( 7 (Ibid: او( 1330
هم تعهداتی در برابر حیوانات همانند برخی پدیده های غیر انسانی مثل شرکت ها، پرستشگاه ها
هرچند به نظر نمی رسد قیاس میان حقوق ( Ibid: 1341- و مانند این ها وجود دارد؛ ( 1342
حیوانات و پدیده های بی جان، قیاس مناسبی به نظر برسد.
در واقع، گرچه برخی از تئوری های موجود در خصوص حقوق انسانها مانند حق آموزش و
پرورش و آزادی بیان و مانند این ها خاص انسان است، با این حال، هم انسان و هم حیوان
موجوداتی زنده اند و به دنبال آن، از برخی جهات می توان بین حقوق آنها به وجوهی مشترک
قائل شد. اما نقطه برجسته این رویکرد، ورود چاشنی احساسات درونی به قلمرو اخلاق و از آنجا
به قلمرو حقوق غیرانسانها ( به خصوص حیوانات) است.
احساسات در برخورد با سایر پدیده ها از دو بعد در خور تأمل است: ،« شوپنهاور » به نظر
نخست از هرگونه درد و رنج یا بروز خسارت به دیگران جلوگیری می کند و دیگر اینکه موجبی
برای کمک به دیگران( به خصوص در صورتی که متأثر از وضعیت نخست باشند) خواهد بود ,
و به نظر او، همدردی درجه متعالی (Arthur Schopenhaer 1996, 207-208)
با این وصف، تفاوت بین "خود" 1 و "دیگران" نیز از بین می رود. .(Ibid: احساسات است 208
به نظر می رسد بتوان از این رویکرد در راستای توجیه حقوق حیوانات و حقوق بشر استفاده
کرد. گرچه به هیچ وجه منکر بسیاری از جنبه های زیستی و روانی میان انسان و حیوانات
نیستیم، اما حداقل از بعد روانی می توان برخی مرزهای قابل تصور را با رویکرد اخیر از میان
برداشت. و این استدلال با پذیرش این که حیوانات قادر به تجربه رنج و درد و یا عشق و نفرت
.(Ibid:223- در درون خود هستند، قابل تقویت است( 224
با این حال، مسأله قابل بحث این است که احساسات چه نقشی در تعیین حقوق حیوانات
بازی می کنند؟ پاسخ به این پرسش بی تردید به رنج و آسیبی که به حیوانات وارد می شود،
بر می گردد. در این صورت، واکنش احساسی ما به این بر می گردد که آیا یک عمل، حقی از یک
حیوان نقض می کند؟ در این فرض، حتی در صورتی که رویکردهای تجربی و منطقی نتوانند به
این سؤال پاسخ دهند، عواطف بشری، با قیاس می تواند به پاسخی قابل قبول برای ملاحظه
حقوق حیوانات بیانجامد.
1 . Self
حقوق حیوانات: تأملی در نظریه و رویه/ 43
مبحث سوم: شناسایی و اجرای حقوق حیوانات در رویه
با توجه به آنچه بیان شد و به رغم طرح مباحثی در نفی و انکار حقوق حیوانات، به نظر
می رسد، باوری گسترده در خصوص شناسایی حقوق حیوانات (با مبانی مختلف) وجود دارد. در
این قسمت به برخی جنبه های حمایت از حقوق حیوانات در رویه بین المللی و رویه داخلی
دولت ها خواهیم پرداخت. بی تردید، این بحث نیازمند بررسی وضعیت موجود و همچنین ذکر
نقاط ابهام یا خلأهای قابل ذکر است که پرداختن به همه آنها از گستره بحث حاضر خارج
است، لذا به اختصار به برخی قوانین حمایتی موجود در ایالات متحد آمریکا، اتحادیه اروپا و نیز
اقدامات برخی سازمان های غیردولتی در این مجال بسنده می کنیم.
بند اول: رژیم حقوقی حاکم بر حقوق حیوانات در عمل
اگر یکی از جنبه های وضع قواعد حقوقی را حمایت های قضایی در برابر آسیب و ضرر بدانیم،
در این صورت، با پذیرش حقوق حیوانات، آنها نیز از این حقوق بهره مندند. اگر حقوق را به
معنای ادعایی اخلاقی در چنین حمایتی بدانیم، توافقی کلی در این خصوص وجود دارد که
حیوانات برخی از انواع خاص این حقوق را دارند. لذا به رغم مخالفت های جدی با حقوق
به هر حال، برای اثبات حقوق حیوانات در (Gary B. Francione, حیوانات ( 2000:73
عمل و ضرورت اعمال این حقوق ضروری است تا در حقوق موضوعه موجود به دنبال نمونه ای
در جهت اثبات این ادعا باشیم که قانون باید از اعمال اقدامات ظالمانه نسبت به حیوانات،
ممانعت جلوگیری کند.
نخست. قوانین داخلی ایالات متحدة آمریکا
در ایالات متحد آمریکا، قانون مخالف با اعمال اقدامات ظالمانه و شنیع، تا مرز قابل قبولی در
حدود ممنوعیت آسیب رساندن، مجروح کردن و از بین بردن حیوانات پیش رفته است و از
طرفی حتی تعهداتی مثبت برای دارندگان حیوانات در نگهداری از آنها در نظر گرفته است.
نمونه هایی از این مقرّرات را می توان در قوانین کیفری ایالت نیویورک مشاهده کرد. این مقررات
از ضرورت رعایت برخی استانداردها در مورد حیوانات از خوراک و استراحت آنها تا ساعت کار و
ضرورت توجه آمادگی جسمانی آنها برای کار 1 و همچنین تعیین مجازات هایی برای تخطی از
این مقرّرات قابل طبقه بندی هستند. 2 گرچه چنین مقرراتی 1 تا حد زیادی به حمایت از حقوق
1. NY Agri & Mkt. 359, NY Agri & Mkts 356. NY Agri & Mkts 355.NY Agri &
Mkts 353.
2 . Commonwealth v. Wood, 111 Mass 408 (1873); State v. Goodall, 175 p. 857
44 /فصلنامه پژوهش حقوق، سال چهاردهم، شماره 36 ، بهار 1391
حیوانات می انجامد، با این حال، دامنه آنها به چند دلیل محدود و مشروط است: نخست اینکه،
اجرای آنها صرفاً از طریق تعقیب عمومی امکان پذیر است و امکان اینکه دادستان بتواند با
بودجه محدود و حوزه استحفاظی خاص و محدودش به هر نوع از این اعمال رسیدگی کند،
قدری دشوار به نظر می رسد. لذا از آنجا که در این موارد عمدتاً خود متضرر به عنوان شاکی
خصوصی قادر به احقاق حق نیست، صرف وجود مقرّره قانونی در این مورد کافی به مقصود
نیست. دوم اینکه چنین مقرّراتی عمدتاً دارای استثناهای گسترده ای هستند. این مقررات عمدتاً
شکار را منع نمی کنند، و حتی شکار را به شیوه ای خاص قانونمند نمی کنند که به رنج و درد
.(Cass R. Sunstein.:1- زاید حیوانات منجر نشود( 2
علاوه بر این، چنین مقرّراتی در خصوص استفاده از حیوانات در مصارف پزشکی و درمانی و
حتی تحقیقات علمی و یا برای مصارف غذایی نیز قابل اعمال نیستند. استثنای دوم به مراتب از
اهمیت بیشتری برخوردار است. در روز بیش از 24 میلیون مرغ و نزدیک به 323 هزار خوک
از سوی دیگر، استفاده .(David Wolfson, برای مصارف غذایی ذبح می شوند( 2003
نادرست و گاهی سوءاستفاده از حیوانات در کشاورزی نیز هنوز به مرحله قانونمندی
.( Peter Singer, Animal Liberation, 2002:95- نرسیده است ( 158
در صورت پذیرش رنج و دردی که از ابعاد گوناگون بر حیوانات تحمیل می شود، مسأله مهم و
در خور توجه، از بین بردن یا محدود کردن خلأهای قانونی موجود است. راهکار قابل پیشنهاد
در این زمینه می تواند امکان پذیرش شکایات خصوصی در صورت تحقق اعمال زور یا خشونت
در مورد حیوانات باشد. 2 در این صورت، با کشاورزی که در مزرعه شخصی اش به اقدامات مغایر
با قانون دست می زند، یا رهگذری که به قصد تفریح با حیوانی بد رفتاری می کند، برخورد قانونی
خواهد شد. گرچه این پیشنهاد، قدری با قواعد حقوقی موجود در خصوص اقامه دعوا سازگار به
نظر نمی رسد، با این حال، بی سابقه هم نیست، همانگونه که در خصوص محجورین یا مجانین
1 . به نظر می رسد که در حال حاضر سیاست حقوقی برخی دولت ها، از جمله ایالات متحدة آمریکا از قواعد
دستوری و کنترلی صرف به صورت کنترل از راه افشای گزارش مبتنی شده است. این امر هم به نوعی تحقق
حکومت دموکراتیک با اطلاع و داوری مردم از عملکرد حکومت است و هم حق انتخاب مردم را در زمینه های
مختلف با اطلاع از گزارشهای آماری بالا می برد. همانگونه که برای مثال در مورد کالای خوراکی امروزه تقریباً
تمامی کالاهای مصرفی دارای برچسبی متضمن مواد سازنده کالا و اطلاعات لازم در آن خصوص هستند. وجود
این مکانیسم در مورد حقوق حیوانات نیز خود می تواند به کارآمدی قواعد موجود در این زمینه بینجامد. برای
اطلاعات بیشتر در این خصوص نک:
Cass R. Sunstein, Risk and Reason: Safety, Law, and the Environment 191-228
(2002). Mary Graham, Democracy by Disclosure: The Rise of Technopopulism,
(2002).
2. Cass R.Sunstein, op.cit, pp.5-6.
حقوق حیوانات: تأملی در نظریه و رویه/ 45
و صغار، سرپرست، ولی یا قیم مجاز به اقدام قانونی اند. با این حال، گاهی عقاید تعصبی در
جهت حمایت از رفاه حیوانات به قدری آرمان گونه به نظرمی رسند که برخی جنبش های
حمایتی حقوق حیوانات، بدون لحاظ جنبه های قانونی، حمایت از حقوق حیوانات را دستاویزی
برای طرح دعاوی متعدد در محاکم قرار می دهند. این دعاوی از آنجا که عمدتاً صرفاً بر قواعد
حقوقی مطلوب مبتنی اند تا بر قواعد و مقرّرات حقوقی موجود، صرفاً به افزایش پرونده های
قضایی می انجامند، بی آنکه به لحاظ حقوقی اثری بر آنها مترتب باشد.
معتقد است که قانون رفاه حیوانات ایالات متحد آمریکا، 1 نیز در واقع حقی « گری فرانسوا »
به حیوانات اعطا نمی کند، زیرا اجازه درد و رنج حیوانات را در شرایط اضطراری و در مواقعی که
ضرورت ایجاب کند، اجازه می دهد. قانون منع اعمال شنیع علیه حیوانات 1979 امریکا هم
موضعی شبیه به همین قانون اتخاذ کرده است. 2
به هر روی، مهم ترین مقرره قانونی مصوب در ایالات متحد، همان قانون رفاه است. قانون
رفاه، در واقع مصوبه ای فدرال است که متضمن ضروررت اعمال نحوه رفتار مناسب با حیوانات
کنگره در .(Joshua E. Gardner, 2000:230- در تحقیقات علمی و نمایشگاه هاست( 235
دهه 1970 این مصوبه را به تصویب نمود و وزارت کشاورزی ایالات متحده را متولی ارائه
مندرجات و نظارت بر اجرای مندرجات آن اعلام کرد. در قانون مادر به صراحت آمده است که
مقرره مزبور از دخل و تصرف حکومت مصون است و به منظور کنترل و اطمینان از توسعه این
سرانجام در 15 مارس (Ibid, p. قانون در سال های بعد نیز اصلاحاتی در آن انجام داد.( 335
1989 مقررات و مصوبات مورد نظر توسط این سازمان تهیه گردید. مصوبات اخیر طیف وسیعی
از قواعد مرتبط با نگهداری، پرورش، اصول بهداشتی، رعایت اصول تهویه و حمل و نقل حیوانات
و همچنین ضرورت نگهداری حیوانات در گروه های اجتماعی را در بر می گرفت. 3
با این حال، جدی ترین چالشی که این قانون با آن روبه روست، فقدان ساز و کارهای اجرایی
( Esther F. Dukes, مناسب و فقدان ضمانت اجرایی مناسب در هر مورد است , 1987
525-527 . این امر تا جایی بوده که حتی ضرورت نظارت سالانه بر تکمیل و حسن اجرای )
( Collette L. ؛ قانون نیز جای خود را به نظارت های جسته گریخته چهار ساله داده است
1. 7 U.S.C. 2131-2159 (2000), Available at
http://www.nal.usda.gov/awic/legislat/usdaleg1.htm.
2. See http://www.austlii.edu.au/au/legis/nsw/consol_act/poctaa1979360. (2.3. 2006)
3 . 54 Fed. Reg. 10897 (Mar. 15, 1989).
46 /فصلنامه پژوهش حقوق، سال چهاردهم، شماره 36 ، بهار 1391
حتی مراجع قضایی ایالتی نیز به این مقرره به دیده Adkins Giese, 2006:242-243)
یک قاعده حقوقی الزام آور ننگریسته و آن را مستند حکم خود قرار نداده اند. 1
دوم. قوانین اتحادیه اروپا در خصوص حقوق حیوانات
رفع ابهام یا از بین بردن خلأهای اجرایی به احقاق حقوق حیوانات می انجامد، با این حال،
کافی نیست. در بسیاری از حوزه های مرتبط، مقرّره صریح قانونی قابل اعمال وجود ندارد. این
حوزه ها بیشتر زمینه های کشاورزی، شکار و تحقیقات علمی در مورد حیوانات را در بر می گیرد.
(Peter با این وصف، گرچه کشورهای اروپایی، و از سوی دیگر اتحادیه اروپا، رأساً
گام های مؤثری در این زمینه برداشته اند، 2 با این حال، معضلات Stevenson, 2004:8-11)
موجود در قوانین داخلی ایالات متحد در این قلمرو جغرافیایی نیز خودنمایی می کند. در
بریتانیا، مقرره صریحی در قوانین داخلی مبتنی بر ممنوعیت استفاده از حیوانات در تهیه وسایل
منع » آرایشی بهداشتی وجود دارد. 3 با این حال، مهمترین چالش مطرح این است که براستی
در علوم تجربی معنی و مفهومی عینی به همراه نخواهد داشت، به عبارت « درد و رنج زاید
دیگر، این مفهوم بیش از آنچه که جنبه علمی داشته باشد، مفهومی سیاسی دارد که باور
عمومی در تعیین مصادیق آن نقشی کلیدی ایفا می کند. در واقع، اینجاست که نقش جنبش
های حمایت از حقوق حیوانات در تببین مصادیق و به عنوان اهرم های فشار حایز اهمیت
خواهد شد.
1 . در قضیه ای مرتبط با یک بوزینه انسان نما که حتی بسیاری از احساسات انسانی مانند شادی، غم، گرسنگی،
عشق و مانند اینها را به زبان می آورد، دادگاه فرجام ایالتی با توجیه ابهام و کلیت مقرره مذکور از تسری مفاد این
قانون به حیوان مزبور امتناع ورزید. نک:
Ibid, p. 250.
2 . اتحادیه اروپا در چارچوب سیاست کشاورزی مشترک، در 17 نوامبر 1978 کنوانسیون اروپایی حمایت از
حیواناتی را که در امور کشاورزی از آنها استفاده می شود، تصویب نمود. این کنوانسیون در خصوص نگهداری،
مراقبت و توجه به حیوانات و بخصوص حیواناتی است که در سیستم های فشرده کشاورزی مدرن مورد استفاده
هستند. مواد 3 تا 7 به طور خاص مشتمل بر مقرراتی در خصوص رفاه حیوانات است. این کنوانسیون در 31
دسامبر 1992 بازبینی و اصلاح و یک پروتکل الحاقی نیز به آن افزوده شد. بر طبق کنوانسیون، اتحادیه مقررات
خاصی برای حمایت از مرغان تخم گذار پیش بینی کرده است. اعضای اتحادیه اقدامات داخلی در جهت اعمال
مقررات این کنوانسیون، انجام داده اند. برای مثال، انگلیس دپارتمان امور کشاورزی، غذایی و محیط زیستی را با
محدوده وظایف خاص و در جهت تحقق موضوع کنوانسیون تأسیس کرده است. برای اطلاعات بیشتر در این
www.defra.gov.uk. : خصوص نک
3. The Welfare of Calves Regulations, 1987, No. 2021, cited in Robert Garner,
ANIMAL WELFARE: A POLITICAL DEFENSE, 1 J. Animal L. & Ethics , 2006,
p. 163.
حقوق حیوانات: تأملی در نظریه و رویه/ 47
با این حال، گاه سرنوشت این جنبش های حامی حقوق حیوانات که عمدتاً با انگیزه های
سیاسی و لیبرالیستی رادیکال توأم شده اند، با صدور چندین اعلامیه فاقد ضمانت اجرا یا ارائه
گزارش های آماری از میزان نقض و ضرورت جبران حقوق حیوانات همراه بوده و از آنجا که
( Wesley معمولاً بدون قابلیت اجرا می مانند، ماجرا در همین مرحله به پایان می رسد
به نظر می رسد در وضع .V.Jamison, William M.Lunch, 1992:438-458)
مقرراتی قابل قبول، اتحادیه اروپا همچنان از ایالات متحد عقب تر است. تورم هنجاری و توجه
به حقوق بشر در اتحادیه اروپا، وجود محاکم منطقه ای حقوق بشری، جنبش های حامی حقوق
بشر و رویه وسیعی از قضایای مطرح، شکاف عمیق میان توجه به حقوق بشر و حقوق حیوانات
در رویه را به نمایش می گذارد.
بند دوم: اقدامات سازمان های غیردولتی در حمایت و اجرای حقوق حیوانات
نخستین سازمان حامی حقوق حیوانات در محو رفتار خشونت آمیز علیه حیوانات در
انگلستان 1، سازمان های متعدد در جهت رفاه حیوانات در ایالات متحد و کانادا، مثل انستیتوی
رفاه حیوانات 2، موسسه امریکایی شفقت 3، و انجمن جلوگیری از رفتار خشونت آمیز علیه
1. The RSPCA guidelines program began in 1994. See Freedom Food – About Us,
at
http://www.rspca.org.uk/servlet/Satellite?pagename=RSPCA/RSPCARedirect&pg=
AboutUs. (Last visited February 8, 2006). For the RSPCA’s substantive guidelines,
see RSPCA Welfare Standards for Chickens (January 2002 edition); RSPCA
Welfare Standards for Beef Cattle (June 2000 edition); RSPCA Welfare Standards
for Dairy Cattle (August 2004 edition); RSPCA Welfare Standards for Ducks
(February 2006 edition); RSPCA Welfare Standards for Laying Hens and Pullets
(February 2006 edition); RSPCA Welfare Standards for Pigs (October 2003
edition); RSPCA Welfare Standards for Farmed Atlantic Salmon (June 2002
edition);RSPCA Welfare Standards for Sheep including Dairy Sheep(September
2001 edition);RSPCA Welfare Standards for Turkeys (August 2004 edition).
All welfare standards are available at
http://www.rspca.org.uk/servlet/Satellite?pagename=RSPCA
/RSPCARedirect&pg=welfarestandards. (Last visited February 8, 2006).
2. See Animal Welfare Institute, Humane Husbandry Criteria for Pigs (updated
2004); Humane Husbandry Criteria for Beef Cattle and Calves (updated 2005);
Humane Husbandry Criteria for Rabbits) updated 2003); Humane Husbandry
Criteria for Ducks (updated 2004); Humane Husbandry Criteria for Sheep (updated
2006). All welfare standards are available at
http://www.awionline.org/farm/standards.htm. (Last visited January 31, 2006).
3 . See the American Humane Association, Free Farmed Certification Program
website at http://www.americanhumane.org/freefarmed. (Last visited January 31,
2006).
48 /فصلنامه پژوهش حقوق، سال چهاردهم، شماره 36 ، بهار 1391
حیوانات بریتیش کلمبیا 1، هر یک مکانیسم خاصی در طرح شکایت، احقاق حق و جلوگیری از
نقض حقوق حیوانات دارند. در ظاهر، چنین به نظر می رسد که هر یک از این سازمان ها
خودبسنده عمل می کنند. با این حال، اقدامات این سازمان ها می تواند به شکل گیری معیارهای
حداقلّی مورد پذیرش بینجامد که شرکت های تهیه و تولید فراورده های غذایی یا حتی بهداشتی
و دارویی و پوشاک و خدماتی نیز برای حفظ اعتبار خود در بازار و همچنین مطلوبیتشان از
حیث خریدار، آرم مجوز اعطایی این مؤسسات را به عنوان دلیلی بر کیفیت بالای محصول خود
بر کالایشان درج کنند و این نیازمند داشتن استانداردهای لازم و توصیه شده از سوی این
سازمان ه است.
اما معضل جدی در استاندارد های متفاوتی است که از سوی هر سازمان ارائه می شود و در
بعضی موارد استانداردها بسیار کیفی و متفاوت است. 2 بالتبع، علاوه بر اینکه هر سازمان، معمولاً
تنها به برخی ابعاد و زمینه های خاص توجه می کند و به تمامی زوایا نمی پردازد، گاهی
تفاوت های موجود به حدی است که نمی توان به یک قدر متیقّن دست یافت. از طرفی مسأله
دیگری که همچنان باقی می ماند، این است که این استانداردها و کم و کیف اطلاع از آنها برای
هر مصرف کننده ای میسر نیست، مگر برای مصرف کننده ای که تا حدودی با حقوق حیوانات
در ارتباط بوده و از طرفی هم با لوگوی سازمان مربوطه آشنایی داشته باشد.
گرچه، برخی مدافعان حقوق حیوانات، همچنان معتقدند که برچسب گذاری و ارائه اطلاعات
آماری بر ارقام مصرفی، به عنوان بهترین نوع حمایت عملی از حقوق حیوانات اند. به زعم
بسیاری معضل اصلی در عدم تطابق میان عقاید اخلاقی و اعمال رفتاری موجود است. رژیم
اطلاع رسانی، عملکردهای موجود را به ضروریات اخلاقی تبدیل نمی کند، بلکه صرفاً می تواند در
( Cass, . همراه سازی این رویه ها در راستای باور های موجود اخلاقی، تا حدودی مؤثر باشد
R.Sumstein, op.cit, p.26)
1. See British Columbia Society for the Prevention of Cruelty to Animals, SPCA
Certified: Standards for the Raising & Handling of Laying Hens; Standards for the
Raising & Handling of Broiler Chickens; Standards for the Raising & Handling of
Beef Cattle; Standards for the Raising & Handling of Pigs; Standards for the Raising
& Handling of Dairy Cattle. All welfare standards can be requested from the
program website at http://www.spca.bc.ca/farm/standards.asp. (Last visited January
31, 2006).
2 . برای مثال، در مورد استاندارهای موجود در خصوص محل نگهداری خوک و خوکچه ها، نگاه کنید به یک معیار
کیفی بیش از حد استاندارد ارائه شده توسط یکی از سازمان های ذیربط:
See, e.g., Human Farm Animal Care, Animal Care Standards: Pigs 9 E22 (2004
edition) (requiring that farrowing pens be a minimum of 5 x 7 ft., but recommending
pens of 10 ft. x 10 ft., with a piglet protection zone of at least 8 sq.ft.), available at
http://www.certifiedhumane.com /documentation.asp.(last visited January 31, 2006).
حقوق حیوانات: تأملی در نظریه و رویه/ 49
در رأی گیری که در ایالات متحد آمریکا به عمل آمده است، دو سوم امریکایی ها این امر را
که حیوانات نباید مورد آزار قرار گیرند و مانند انسآنها از حقوقی بهره مندند، پذیرفته اند. 1
هرچند این امر صرفاً انعکاسی از قضاوت گروهی خاص در این خصوص نبوده، نشان از باوری
اجتماعی است که کم و بیش از سوی غالب مردم پذیرفته شده و می رود تا با توجه به گسترش
سازمان ها و جنبش های حمایت از حقوق حیوانات و با تکیه بر وجدان جمعی، قوانین و
مصوبات دولتی را نیز متأثر سازد، اما هنوز تا تحقق نقش برجسته این اهرمهای فشار در تحقق
فاصله زیادی هست. « حقوق حیوانات » مفهوم
نتیجه گیری
به هر حال، به نظر می رسد آنچه چالش برانگیز است، تفاوت بین رویکردهای مختلف نیست
بلکه تعارضی است که بین رویه و اخلاق در این خصوص وجود دارد. بنابراین، آنچه می تواند
ابهام در حقوق حیوانات را تا حد زیادی از بین ببرد، نزدیکی اخلاق و عمل به یکدیگر و برقراری
پیوندی منطقی- حقوقی در میان آنهاست.
بحث در خصوص حقوق حیوانات به رویکردهای متعدد و گاه رقیب در این خصوص انجامیده
در حالی که برخی از طنین .(Jeff Leslie and Cass R. Sunstein, است( 2006:1
وسوسه برانگیز حقوق حیوانات دم می زنند 2، برخی دیگر نه آنها را عملی و نه جایز می شمارند
با این حال، باید توجه داشت تا زمانی که حیوانات به .( Richard A. Epstein: 157)
مورد توجه قرار نگیرند، نمی توان با اقداماتی که علیه آنها صورت « صاحبان حق » عنوان
می گیرد، برخورد کرد و به حمایت 3 از آنها پرداخت. مسلماً این امر صرفاً با وضع قوانین پراکنده
و کلی و بدون سازکارهای اجرایی مشخص در خصوص حمایت از حقوق حیوانات ممکن نیست.
1. See David Foster, “Animal-Rights Tenets Are Gaining Support in U.S., Poll
Shows,” The Seattle Times, December 3, 1995, p.A4.
از سوی دیگر، در پاسخ به این پرسش که به لحاظ انسانی چقدر مهم است که دامها و طیور حقوقی
داشته باشند، در ایالت نیوجرسی ایالات متحد 65 % از ضرورت بالای این امر و 24 % از ضرورت کمتر توجه به این
امر خبر داده اند. برای اطلاع بیشتر نک:
http://www.njfarms.org/NJ_opinons.pdf (last visited February 9, 2006).
2 . See Richard A. Posner, “Animal Rights: Legal, Philosophical, and Pragmatic
Perspectives,” in Animal Rights: Current Controversies and New Directions 74
(Cass R. Sunstein and Martha C. Nussbaum eds. 2004).
3 . در 6 ژوئن 2000 ، در رأی دادگاه عالی کرالای هند در خصوص حیوانات مخصوص سیرک چنین بیان شد: این
صرفاً وظیفه اساسی ما نیست که با حیواناتمان با محبت برخورد کنیم، بلکه باید حقوق آنها را به رسمیت شناخته،
از این حقوق حمایت کنیم. نک:
Nair v.India, no.155/1999, p.38
50 /فصلنامه پژوهش حقوق، سال چهاردهم، شماره 36 ، بهار 1391
امکان تعقیب مرتکبان اقدامات شنیع و خشونت آمیز علیه حیوانات، هم چنین برقراری ضمانت
Cass اجراهای محکم و غیرقابل گریز می تواند گام هایی مؤثر در تحقق هدف مزبور باشد
.( R.Sunstein, 2000, pp. 1333-1334)
آنچه مسلّم است، این که استفاده از رویکردهای متعدد حقوق بشری در زمینه حقوق
حیوانات بی تأثیر نیست، با این حال، نباید یکسره به این رویکردها دل بست. حقوق حیوانات از
برخی ابعاد با حقوق انسانها مشابهت هایی دارد، لیکن به رسمیت شناختن حقوق حیوانات به
منزله پذیرش همه حقوقی که بشر از آن برخوردار است، نیست. برخی از حقوق مختص به
( Hon- انسان است و حیوان به جهت ذات و سرشت خود، طبیعتاً از آن بهره مند نمی گردد
این جاست که دو پرسش کلیدی مطرح می شود: اگر حقوق .Lam Li, op.cit:590)
حیوانات با حقوق انسانها در تعارض قرار گرفت، در این صورت کدام مقدم بر دیگری است؟ 1 و
آیا احراز حق برای حیوانات با تحقق تکلیف برای آنها ملازمه دارد؟
ارائه یک چارچوب تئوریک پذیرفتنی در خصوص حقوق حیوانات نیازمند توجه به حیوانات
در کانون تمرکز است و نه نگاه ابزاری به آنها. به زعم برخی، آنچه یکی از مهمترین چالش های
اخلاقی موجود است، تنها در پرتو اخلاق، کرامت به رسمیت شناخته شده و برخی از تعالیم
دینی و اصول ارزشی امکان پذیر است. بی تردید، شخصیت بخشیدن به پدیده های غیر انسانی
(Gunter (بویژه حیوانات) واقعیت اجتماعی امروز و ضرورت سیاسی آینده روزگار ماست
.Teubner, 2006:1)
در نهایت، سادگی و جذابیت، هیچ گاه دلیلی بر ترجیح یا انتخاب مطلق یک تئوری یا باور
یک رویکرد ذهنی نیست؛ باید به وجود کاستی ها در مسائل مختلف و راه حلهای ممکن اعتماد
(Josephine کرد و عکس العمل های پلورالیستی را در برابر یک هارمونی سیستماتیک پذیرفت
تنها زمانی رویکردهای نظری قادر خواهند بود به مقبولیتی عام .Donovan, 1990:353)
دست یابند و به چرایی و چگونگی مسائل مطرح پاسخ دهند که در عمل نیز کارایی خود را به
اثبات برسانند. اگر بپذیریم که این قضیه در تبیین حقوق حیوانات نیز صادق است، هنوز
معترف بود، چرا که هنوز تا پیوند فرخندة رویه « حقوق حیوانات » نمی توان با قطعیت به وجود
و نظریه مسیری طولانی و پرافت و خیز در پیش است.
فارسی
ترجمه سیدقاسم زمانی، مجله ،« پوزیتیویسم و جدایی حقوق و اخلاق » ، اچ.ال.ای.هارت 
.85 - 165 ، صص 74 - اطلاعات سیاسی – اقتصادی، ش 166
سیدمحمدقاری سیدفاطمی، ( 1388 ).حقوق بشر در جهان معاصر، دفتر یکم: درآمدی بر 
مباحث نظری: مفاهیم، مبانی، قلمرو و منابع، چاپ دوم، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای
.34- حقوقی شهردانش، ، صص 29
لاتین
 Franklin, Adrian, Tranter, Bruce and White, Robert, Explaining Support
for Animal Rights: A Comparison of Two Recent Approachesto
Humans, Nonhuman Animals, And Postmodernity, 9 Society and
Animals, pp.127-134.
 Geworth, Alan, (1992) Human Dignity as the Basis of Rights, in the
Constitutions of Rights, (Michael J. Meyer and W.A.Pavent eds, pp. 10-
12.
 Halpin, Andrew, (2001) Rights and law, Analysis and Theory, Hart
Publishing, pp.27-48.
 W.N Hohfeld, (1923) Fundamental Legal Conceptions as Applied in
Juridical Reasoning, Yale University Press, chapter 1, in Freeman,
Op.cit.
 Lyons, C, (1969) Rights, Claimants and beneficiaries, American
Philosophy Quarterly, no.6, p.173-174.
 Sunstein, Cass R, Risk and Reason: Safety, Law, and the
Environment 191-228 (2002). Mary Graham, Democracy by Disclosure:
The Rise of Technopopulism.
 Sunstein, Cass R, The Rights of Animals: A Very Short Primer, John
M. Olin, Law & Economics Working Paper no. 157 (2nd series) Public
Law and Legal Theory Working Paper no. 30, Chicago University, pp.1-
2.
 Collette L. Giese, Adkins, (2006) comment: twenty years wasted:
inadequate usda regulations fail to protect primate psychological wellbeing,
1 J. Animal L. & Ethics 221, May, p. 242-243.
52 /فصلنامه پژوهش حقوق، سال چهاردهم، شماره 36 ، بهار 1391
 Commonwealth v. Wood, 111 Mass 408 (1873); State v. Goodall, 175 p.
857
 Oderberg, David, (2000) "The Illusion of Animal Rights", The Human
Life Review, Summer/Spring, p.40.
 Wolfson, David, (2003) Animals, Agribusiness and the Law: A
Modern American Fable, in Animal Rights: Law and Policy (Cass R.
Sunstein and Martha C. Nussbaum eds.
 Dukes, Esther F, (1987) The Improved Standards For Laboratory
Animals Act: Will It Ensure That The Policy Of The Animal Welfare
Act Becomes A Reality? , 31 St. Louis U.L.J. 519, 525-27.
 Bentham, G. Jeremy, General View of a Complete Code of Laws, in
The works of Jeremy Bentham, ed. Bowring, 11 vols, London,
Simpkin, Marshll, (1843), III: 206; Shirley Robin Letwin On the History
of the Idea of Law, , Noel B. Reynolds ed, Cambridge, Cambridge
University Press, pp.153-181.
 Francione, Gary B, (2000) Introduction to Animal Rights 2, 73.
 Francione, Gary, (1955) Animals Property, and the Law, Temple
University Press, p.8.
 Francione, Gary L, (2000) “Animals -Property or Persons?” in id. p.108;
Steven Wise, Ratting the Cages, op.cit.
 Teubner, Gunter, (2000) "Rights of Non-human? Electronic Agents and
Animals as New Actors in Politics and Law", Journal of Law and
Society, forthcoming no.
 Li, Hon Lam, (2002) "Animal Research, Non-Vegetarianism, and the
Immoral Status of Animals – Understanding the Impasse of the Animal
Rights Problem", Journal of medicine and Philosophy, vol.27, no.5,
p.590.
 Kant , Immanuel , (1963) Lectures on Ethics, trans. Louis Infield (New
York: Harper Torch books, p. 240.
 Loeb, J. M, Hendee, W. R, Smith S.J and Schwartz, M.R (1989) "Human
v Animal Rights, in Defense of Animal Research", Journal of the
American Medical Association, 262, 2716-2720.
 Sulston, J and Ferry, G, (2004) the Common Thread (London: Corgi
Books.
 Donnelly, J, (1994) The Language and Uses of Rights: A Biopsy of
American Jurisprudence in the Twentieth century, pp.38-41.
 Malpas, Jeff, (2007) Norelle Lickiss (Eds), Perspectives on Human
Dignity: A Conversation, Springer, p.26.
 Bentham, Jeremy, (1988) the Principles of Morals and Legislation no.
1 (Prometheus 1988), pp.310-11; J Bentham, An Introduction to the
حقوق حیوانات: تأملی در نظریه و رویه/ 53
Principle of Moral Legislation, edited by P. Markie, Oxford, Oxford
University Press.
 Bentham, Jeremy, The Principles of Morals and Legislation, chap.
XVII, section IV [1781] (Amherst, NY: Prometheus Books, 1988), at
310-11.
 Waldron, Jeremy, (1996) Rights, A Companion to Contemporary
Political Philosophy, R.E.Goodin and P.Pettit, Oxford, Blackwell
Publishing, 575-85.
 Shestack, Jeromy, (1998) Philosophic Foundations of Human Rights,
Human Rights Quarterly, no.20, p.213.F
 Feinberg, Joel, (1974) the Rights of Animals and Unborn Generations,
in philosophy and Environmental Crises, William T. Blackstone (ed) ,
pp.43-68.
 Hooper, John, (2002) "German parliament votes to give animals
constitutional rights", The Guardian (London) May 18, the Guardian
Home Pages, p. 2.
 Stuart Mill, John, (1987) Whewell on Moral Philosophy, in John Stuart
Mill & Jeremy Bentham, Utilitarianism and Other Essays 228, 252 (Alan
Ryan ed).
 Donovan, Josephine, (1990) Animal Rights and Feminist Theory,
University of Chicago Press, Vol. 15, No. 2, p.353.
 Gardner, Joshua E, (2000) "Note, At the Intersection of Constitutional
Standing", Congressional Citizen-Suits, and the Humane Treatment
of Animals: Proposals to Strengthen the Animal Welfare Act, 68 Geo.
Wash. L. Rev. 330, 335.
 Iwai, Katsuhito, (1999) "Persons, Things and Corporations: Corporate
Personality Controversy and Corporate Governance", The American
Journal of Comparative Law, no.47, 583-632.
 Silver, L, (1987) Re-making Eden (London: Weidenfeld, 1998) and M.
Kaku, Visions, (Oxford: Oxford University Press, 1998).L.W. Summer,
the Moral Foundations of Rights, Oxford, Clarendon Press, pp.19-20.
 Summer, L.W, ( 1987) the Moral Foundations of Rights, Oxford,
Clarendon Press, p.203.
 Laurence H.Tribe, "Ways not to think about Plastic trees:
Foundations for Environmental Law", Yale Journal of International
Law, 1974, pp.1326-7.
 M Freeman, (1996) Lioyd's Introduction to Jurisprudence, 6th edition,
Sweet and Maxwell, p.387-9.
 Mark. Bekof and Ned Hettinger Nature and Ethics", Journal of Mamma
logy, no.75, 1994, p.222.
54 /فصلنامه پژوهش حقوق، سال چهاردهم، شماره 36 ، بهار 1391
 Nussbaum, Martha C, Frontiers of Justice: Disability, Nationality,
Species
 Nussbaum, Martha, (2001) Review: Animal Rights: The need for A
theoretical Basis, Review Work: Rattling the Cage: Toward Legal Rights
for Animals by Steven M. Wise, Harvard Law Review, Vol.114, no.5,
p.1506.
 Cartmill, Matt, (1994)"Animal Rights: A Reply to Howard", Journal of
Mammalogy, vol.75, no.4, p.1081.
 Membership (The Tanner Lectures on Human Values) ch. 6 (Harvard
Univ. Press 2005).
 Freeman, Michael, (1994)"The Philosophical Foundation of Human
Rights", Human Rights Quarterly, No.16, p. 388-390; c.f. Amartya Sen
and Bernard Williams, Introduction: Utilitarianis and beyond, in
Utilitarianism and Beyond, Amartya Sen and Bernard Williams, eds,
1982.
 Leahy, Michael, (2000) " Against Liberation", London, Routledge Pub,
1994, Roger Scruton, Animal Rights and Wrongs, London, Metro Books.
 Carruthers, Peter, (1992) The Animal Issue, Cambridge, Cambridge
University Press.
 Walsh, Michael, ( 1994) The Ethics of Acute Toxicity Testing, in
Specific and Ethical Aspects of Ecology Testing on Living
Organisms, UTS/EPA Center for Ecotoxicology, 47-55.
 Moody-Adams, Michele, (1990) on the Old Saw that Character is
Density, in Identity, Character and Morality (Owen Flanagan and
Oskenberg Rorty, eds), pp.111-113.
 NY Agri & Mkt. 359, NY Agri & Mkts 356. NY Agri & Mkts 355.NY
Agri & Mkts 353.
 Singer, P, Animal Liberations, London, Jonathon Cape, 2nd edition,
p.8.
 Singer, P, (1993) Practical Ethics, Cambridge University Press, 2nd
edition, p.96.
 Singer, Peter, (1974) All Animals are Equal, Philosophical Exchange,
no.5, p.1.
 Singer, Peter, (2002) Animal Liberation 95-158 (revised ed).
 Singer, Peter, (1990) Do Animals Feel Pain? Excerpted from Animal
Liberation, 2nd edition, New York: Avon Books, pp. 10-12, 14-15,
Available at http://www.animal-rights-library.com/texts /singer03.htm.
 Stevenson, Peter, (2004) "European Union Law on the Welfare of
Farm Animals", available at:
http//www.ciwf.org.uk/publications/reports/EU_Law_2004.pdf. (Last
visited February 1, 2006).
حقوق حیوانات: تأملی در نظریه و رویه/ 55
 Aurora, Plomer, (2005) The Law and Ethics of Medical Research, in
International Bioethics and Human Rights, London, Cavendish
Publishing, p.74.
 Dresser, R.S, Autonomy Revisited: the Limits of Anticipatory
Choices, in Dementia and Aging: Ethics, Values and Policy Choices,
(R.H.Binstock Ed) the John Hopkins University Press, Baltimore,
Maryland, pp.71-85.
 Rachles ,James, ( 1976) Do Animals Have a Right to Liberty? In
Animal Rights and Human Obligations, Tom Regan and Peter Singer
(Eds), p.222.
 Martha Nussbaum, (2000) The future of Feminist Liberalism, in Proc
and Adresses AM. ASS'N, Nov, p.47.
 Regan, ( 1983) "the Case for Animal Rights".
 Posner, Richard, ( 1990) The Problems of Jurisprudence, pp.10-11.
 Robert, H. Welson, (1997)"How to Reform Grazing Policy: Creating
Forage Rights on Federal Rangelands", Fordham f.j.n. Journal, no.8,
pp.645-646.
 Rodd, Rosemly, (1990) "Biology, Ethics and Animals", pp.241-250.
 Carey ,Sabine C and Poe, Steven C, (2004), Human Rights Research
and Quest for Human Dignity, in Understanding Human Rights
Violations, New Systematic Studies, edited by Sabine C. Carey and
Steven C.Poe, Ashgate pub.
 Wise, Steven M, Hardly a revolution- the Eligibility of Nonhuman
Animals for Dignity, Rights in a Liberal Democracy, VT l. rev, no.22,
p.900.
 Pinker, Steven, (1994) The Language Instinct, London, Penguin Pub,
pp.335-349.
 ____, (2006) "The Welfare of Calves Regulations", 1987, No. 2021,
cited in Robert Garner, animal welfare: A political defense, 1 J. Animal
L. & Ethics , p. 163.
 Kelch, Thomas, (1998) Toward a Non-Property Status for Animals 6
N.Y.U Envtl. L.J. pp. 531, 532-3.
 Kelch, Thomas , (1998)" towards a new Property Status for Animals",
NYU Environmental law journal, 531, pp. 559-60.
 Regan, Tom, Utilitarianism, Vegetarianism, and Animal Rights, op.cit,
p.307.
 Regan, Tom, Utilitarianism, Vegetarianism, and Animal Rights, op.cit,
p.305.
 Regan, Tom , (2000)" Utilitarianism, Vegetarianism, and Animal Rights",
Philosophy and Public Affairs, vol.9, no.4, 1980, p.305.
56 /فصلنامه پژوهش حقوق، سال چهاردهم، شماره 36 ، بهار 1391
 U.S.C. 2131-2159, Available at:
http://www.nal.usda.gov/awic/legislat/usdaleg1.htm.
 Howard, W.E, ( 1993) "Animal Research is defensible" ,Journal of
Mamma logy, no.74, p.234.
 Quin, W.V.O, (1976) Truth by Convention in the Ways of Paradox,
pp.101-103.
 Wesley ,V.Jamison, M.Lunch,William,( 1992), Rights of Animals,
Perceptions of Science, and Political Activism: Profile of American
Rights Activists, Science, Technology and Human Values, vol.17, no.4,
pp.438-458.
 Lo, Y.S, (1999)"Natural and Artifactual: Restored Nature as Subject",
Environmental Ethics, no. 21, pp.247–66