دوره و شماره: دوره 20، شماره 59، تابستان 1397 

مفهوم قدرت و نظم عمومی در اندیشه پسامدرن

صفحه 9-32

https://doi.org/10.22054/qjpl.2018.2717.1062

علی اکبر گرجی ازندریانی، هدی مرتضوی

چکیده چکیده
قدرت همواره مفهومی جدال­انگیز و مورد مناقشه اندیشمندان و فیلسوفان سیاسی بوده است. پارادیم مدرن مفهوم قدرت بر محور اندیشه­ی هابز شکل گرفته که در آن قدرت برمبنای مفهوم حاکمیت و در ارتباط با دولت فهم می­شود. همین مفهوم از قدرت، در اندیشه سایر اندیشمندان این حوزه استمرار یافته است. در پسامدرنیسم، با طرح اندیشه­های فوکو در خصوص قدرت، پارادایم جدیدی از این مفهوم تکوین یافت. از این منظر قدرت متمرکز در نهاد دولت نیست بلکه متکثر در شبکه جامعه است؛ منفی عمل نمی­کند بلکه مولد و مثبت است و در نهایت هویت سوژه­های انسانی را شکل می­دهد.قدرت و نظم عمومی، دو مقوله مرتبط با هم در اندیشه حقوقی و سیاسی مدرن هستند و پیوندشانرا در رابطه­ ی دولت و جامعه به وضوح می­توان درک کرد.در وضعیت پسامدرن، برداشت و تلقی از جامعه و دولت، دگرگون شده است و کارکرد نظم در چنین جامعه­ای حفظ وحدت و همسانی در یک دولت-ملت یکپارچه نیست؛ بلکهنظم جامعه پسامدرن، بر اساس اصل تفاوت و خاص­بودگی افراد و گروهاست. مقالهحاضرپسازمعرفیاندیشهپسامدرن،درپرتوآنبهتبییندومفهومقدرتونظمعمومیکهازمفاهیممطرحدرمبانیحقوقعمومیهستند،پرداختهاست.

احتیاط در حقوق بین الملل: اصل عرفی یا اصل کلی حقوق؟

صفحه 33-63

https://doi.org/10.22054/qjpl.2017.20009.1473

عباسعلی کدخدایی، اسماء سالاری

چکیده سال‌ها طول کشید تا جامعة بشری درک کند که علم توان شناخت کامل تهدیدات زیست محیطی را ندارد و واکنش پسینی به چنین تهدیدهایی، ضررهای جبران ناپذیر به بار خواهد آورد. حصول درک اجمالی به آسیب پذیری محیط‌زیست و محدودیت های دانش در تعیین ریسک های نامعلوم، زمینه ساز ظهور و بروز اصل احتیاط شد که از حقوق داخلی ریشه گرفت و در حال رشد و بالندگی در عرصة بین الملل است. گستردگی استناد به اصل در قلمروهای مختلف حقوق بین الملل و با عبارت پردازی های متفاوت، مباحثات مفصلی میان اندیشمندان حقوقی را موجب شده است؛ به نحوی که موضعی واحد در خصوص وضعیت حقوقی اصل ندارند و برخی آن را اصلی عرفی دانسته و گروهی اصل کلی حقوق برمی شمارند. در این پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی، ابعاد مختلف جایگاه حقوقی اصل، در خلال طرح نظرات متفاوت و بیان وضعیت اصل در قوانین داخلی، اسناد و آراء بین المللی، موردبحث قرار می گیرد و پاسخ مقتضی به سؤال مطرح در عنوان مقاله ارائه می شود.

بررسی الزامات قانونی استفاده از توان داخل در صنعت بالادستی نفت‌وگاز

صفحه 64-96

https://doi.org/10.22054/qjpl.2017.22731.1547

سید نصرالله ابراهیمی، سعیده قاسمی

چکیده  
چکیده:
اخیراًکشورهایدارایذخائرنفتوگازبااتخاذسیاست‌هایمختلفیدرپیافزایشهرچهبیشترسهمخودازعملیاتنفتیهستندمی‌باشند. تصویب قوانین حداکثر استفاده از توانمندی‌های داخل ازجمله این روش‌هاست تا با الزام به‌کارگیری خدمات نیروی انسانی، تجهیزات و کالاهای تولیدی در قلمرو سرزمینی آن کشور، ارزش افزوده‌ای مضاف بردرآمدناشیازاستخراجنفتدراقتصادکشورایجاد‌نمایند. اززماناکتشافنفتدرایرانوخصوصاًپسازملیشدنصنعتنفتونیزپیروزیانقلاباسلامی،قوانینمتعددیدرخصوصاستفادهازتوانداخلبهتصویبرسیدهاست. درحالحاضر،«قانونحداکثراستفادهازتوانتولیدیوخدماتیدرتأمیننیازهایکشوروتقویتآنهادرامرصادراتواصلاحماده (104) قانونمالیاتهایمستقیم»بهعنوانمهمترینسندبالادستی،الزاماتمربوطبهتوانداخلراازقبیل: الزام  ارجاعکاربهشرکتایرانی،مشارکتایرانی-خارجییاخارجی،الزامانجامکار،الزامرعایتحداقلنصاب ۵۱٪،الزاماطلاع‌رسانی،الزامنظارتوکنترلپیش‌بینینمودهومتعاقباًضمانتاجرایتخلفازاینالزاماتونیزموارداستثناءازالزامبهاستفادهرامقررمی‌نماید.   
مقالهحاضردرصدداستتاضمنتبیینهریکازاینالزامات،ضمانت ‌اجرا و موارد استثناء آنها، خلأهای موجود را با لحاظ ویژگی صنعت نفت وگازایرانمطرحوحسبموردپیشنهاداتیراارائهنماید
 
 
 
 
مقاله حاضر درصدد است تا ضمن تبیین هریک از این الزامات، ضمانت‌اجرا و موارد استثناء آنها، خلأهای موجود را بالحاظ ویژگی صنعت نفت‌وگاز ایران مطرح و حسب‌مورد پیشنهاداتی را ارائه نماید

جرح داور در داوری سرمایه گذاری بین المللی: نقدی بر رویه داوری ایکسید و ارائه راهکار مناسب

صفحه 98-116

https://doi.org/10.22054/qjpl.2018.28898.1733

علی مقدم ابریشمی

چکیده جرحداوریکیازموضوعاتمحلمناقشهدرداوریبین­المللی است. استانداردقابلاعمالبرایتعیینعدمبیطرفیوعدماستقلالداوردرداوریایکسیدمتفاوتازاستانداردقابلاعمالدرداوریتجاریبین­المللیوداوریسرمایهگذاریبین­المللیدرمراجععمومیداوری است. درداوریتجاریبین­المللیمعیارتعیینجرحداور " تردیدمتعارف " است ،امادرداوریایکسیدبراساسماده٥٧کنوانسیونواشنگتن،جرحداوربرمبنای " عدمصلاحیتآشکار" موردبررسیقرارمی­گیرد. اکثردیوان­هایداوریایکسیداعتقادبهدوگانگیاستانداردجرحداوردرداوریتجاریبین­المللیوداوریایکسیددارندکهامرینامطلوبوقابلنقداست .  بااینوجود،گرایشجدیدیدرنظامایکسیدمشاهدهمی­گرددکهمعیار " تردیدمتعارفرامعیارقابلاعمالبرایجرحداورمی­داند. اینمقالهبابررسیرویهداوریایکسیدونقدآن،امکاناعمالاستاندارد " تردیدمتعارف" درداوریایکسیدراموردتجزیهوتحلیلقرارمی­دهدودرنهایتنتیجه­گیریمی­نماید که برایرفعدوگانگیاستانداردجرحداوردرداوریبین­المللی،معیار " تردیدمتعارف" بایدموردتوجهدیوان­هایایکسیدقراربگیرد.


حقوق بشردوستانه و کاربرد سلاح های انفجاری متعارف در مناطق پرجمعیت

صفحه 118-139

https://doi.org/10.22054/qjpl.2018.13498.1323

پوریا عسکری

چکیده    در مخاصمات مسلحانه کنونی، کاربرد تسلیحات انفجاری متعارف مانند بمب و موشک در مناطق پرجمعیت و مملوء از سکنه غیرنظامی به امری رایج بدل شده است. در نتیجه استفاده از این قبیل تسلیحات، غیرنظامیان و اموال آنان متحمل تلفات و صدمات مستقیم و غیرمستقیم گسترده­ ای می­ شوند؛ خساراتی که الزاماً همیشه با مزیت نظامی حاصل از حمله تناسبی ندارند. این مقاله، با بررسی مقررات حقوق بین­ المللی بشردوستانه، به چالش کاربرد تسلیحات انفجاری در مناطق پرجمعیت می­ پردازد و به جستجوی پاسخی برای این سؤوال اصلی است که آیا به واقع می­ توان با توسل به مقررات فعلی حقوق بین­ الملل بشردوستانه، دستاویزی برای منع مطلق استفاده از سلاح­ های انفجاری متعارف در مناطق شهری و پرازدحام سراغ نمود؟

تحلیل نظام صدور مجوز اجراهای صحنه‏ ای موسیقی و نظارت بر آن در ایران

صفحه 140-164

https://doi.org/10.22054/qjpl.2018.23149.1563

وحید آگاه

چکیده اجراهایصحنه‏ایموسیقی مثل سایر هنرها در جمهوری اسلامی ایران، ذیل چتر حقوق قرار دارد. موضوعیکهبررسیآندرادبیاتحقوقی،مغفولواقعشدهوتحلیلآن،نشانمیدهدکه حکومت ، تکلیف خود را با نحوه مواجهه نظام حقوقی با این موضوع مشخص نکرده است. از یک طرف،نظامصدورمجوزحداکثری و سخت گیرانه در وزارت فرهنگ، برقرار شده که فارغ از ایرادات اساسیآن،حکایتازانتخابراهبرددخالتدارد و طی آن، صفر تا صد تولید و عرضه آثار موسیقایی مستلزم اخذ اجازه قبلیاست. امابه نحو عجیبی و توامان،راهبردنظارتهم،من جمله از طریقنیرویانتظامی‏و قوه قضاییه،فعالاست! لذا نتیجه، نشان از یک نظام مختلط «مداخلهونظارت»تمامقدداردکه از جانب دو قوه متفاوت، آنهم با دو رویکرد مختلفاعمالمی‏شودکهسوایغیرمعقولبودن؛ سرمایه، زمان و انرژی بازیگران عرصه موسیقی را هدر می‏دهد. امری که طی مقاله حاضر، مساله یابیشده و درکنار،پرتوافکندنبرزوایای پرشمار قابل انتقاد موضوع، راهبرد میانهبرونرفتازاینمعضلهمپیشنهادشده: تشکیلدادگاه‏هایاداریبامشارکتحداکثرینظامصنفیموسیقی در وزارت فرهنگ و صلاحیت فرجامی‏شعبدیوانعدالتاداری.

تحولات مسئولیت مدنی دولت به سبب صدور و اجرای آرای قضایی با تصویب قانون مجازات اسلامی و قانون آیین دادرسی کیفری جدید

صفحه 168-191

https://doi.org/10.22054/qjpl.2018.24241.1589

حبیب اله رحیمی

چکیده با تصویب اصل یکصد و هفتاد و یکم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، مقررات مربوط به مسئولیت مدنی دولت در امر قضا تغییر جدی کرد و دولت در صورت اشتباه قاضی مسئول شناخته شد؛ در حالی که قضاوت جزو اعمال حاکمیت است که برابر ماده 11 قانون مسئولیت مدنی برای دولت مسئولیتی ایجاد نمی­کند. با وجود اصل مزبور، که در جهت حمایت از زیان دیده است، در عمل چندان حمایتی صورت نگرفت و به ندرت رای قطعی برای جبران زیان متضرر صادر گردید. در قانون مجازات اسلامی جدید مصوب  1392 و قانون آیین دادرسی کیفری جدید مصوب 1392 موادی به مسئولیت مدنی ناشی از صدور و اجرای آرای قضایی اختصاص یافت. با مقررات جدید،  مبانی، شرایط و آثار مسئولیت مدنی دولت به سبب صدور و اجرای تصمیمات قضایی تغییراتی کرده است و این تغییرات در قانون مجازات اسلامی تا حد زیادی منطبق با فقه امامیه و همگی در جهت حمایت بیشتر از زیان دیده است. هرچند برخی از مواد قوانین جدید با فقه کاملا سازگاری ندارد مانند ماده 13 قانون مجازات اسلامی که علاوه بر مسئولیت دولت برای صدور آرای قضایی به مسئولیت ناشی از اجرای مجازات نیز تصریح می­کند و برخی نیز مانند ماده 486 قانون مزبور چنان مبهم است که اعمال و اجرای آن با مشکل همراه خواهد بود تغییرات اعمال شده با قانون جدید آیین دادرسی کیفری را نمیتوان منطبق با فقه امامیه دانست لیکن هدف حمایت بیشتر از زیان دیده و تسهیل جبران خسارت و مسئولیت بیشتر دولت در این زمینه است. در این مقاله سعی شده است به این مسایل پرداخته شود و در ضمن ایرادات مقررات جدید از حیث رعایت سابقه فقهی و قواعد حقوقی مورد مطالعه قرار گیرد[u1] .



 [u1]چکیده به بازنگری جدی نیاز دادر چکیده باید آخرین دستاوردهای مقاله در کنار رو ش تحقیق و هدف منعکس نماید

تحلیل نسبت اصلاحات امیرکبیر و سپهسالار در نظام قضایی عصر ناصری

صفحه 192-218

https://doi.org/10.22054/qjpl.2018.30295.1777

محمود مرتضایی فرد، علی بیگدلی، علیرضا علی صوفی

چکیده در عهد ناصری، امیرکبیر و سپهسالار، دارای برنامه­ های اصلاحی در سازمان قضایی هستند. در زمان این دو، مهم ترین چالش‌های قضایی، محاکم عرف و شرع، میزان و نحوه دخالت روحانیون در قضاوت و تغییر نگرش در حوزه قضا است. در این مقاله، نسبت این دو اصلاح نظام قضایی، بررسی شده است. نتیجه مطالعه، نشان می دهد اصلاحات عمده امیرکبیر در نظام قضایی شامل: اصلاح محضر شرع، ایجاد دیوان خانه عدالت، الغای سنت بست­ نشینی و کاهش مواجب و حقوق علما؛ بوده و نیز سمت و سوی اصلاحات سپهسالار در نظام قضایی اعلان و اجرای کتابچه دستورالعمل دیوانخانه عدلیه، نگارش تعدادی قانون برای حمایت از حقوق رعیّت و تحدید قدرت حکام و ایجاد ساختار قضایی مدرن بوده است. هر دو اصطلاحگر تلاش داشتند تا محکمه عرف را در برابر محکمه شرع قوت ببخشند. به نظر می­ رسد گذشته از شباهت این دو، عملاً دو رویکرد متفاوت برای اصلاح داشته­ اند. امیر به دنبال اجرای عدالت به معنای کلاسیک آن با انجام اصلاحاتی تحت تأاثیر غرب بوده است. اما سپهسالار، سعی دارد تا  ایجاد قانون، بعنوان موتور محرکه بخش‌های دیگر جامعه در جهت ترقی و تجدد استفاده شود.

تحلیل مبانی و مسائل هزینه‌ دادرسی در دعاوی اداری؛ مورد پژوهی دیوان عدالت اداری

صفحه 220-240

https://doi.org/10.22054/qjpl.2018.11992.1282

علی مشهدی

چکیده قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب 1392 در ماده 19، هزینه دادرسی در شعب بدوی دیوان را صد هزار ریال و در شعبه تجدید نظر دویست هزار ریال اعلام نموده است. همچنین در تبصره این ماده پیش‌بینی شده است که این مبلغ، نسبت به نرخ تورم اعلام شده توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران هر سه سال یک بار با پیشنهاد رئیس دیوان و تأیید رئیس قوه قضائیه و تصویب هیئت وزیران قابل تعدیل می‌باشد. لذا با توجه به این ماده شکایت در دیوان عدالت اداری نیازمند پرداخت هزینه دادرسی است.
اینکه مبنای پرداخت هزینه دادرسی در دعاوی اداری چیست و چه مسائلی را در قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان به همراه دارد؛ مسئله اصلی این مقاله است. فرض اساسی این مقاله بر این مبنا استوار است که به جز برخی استثناءات و برخلاف قانون سال 1360، دیوان از اصل رایگان بودن دعاوی اداری عدول نموده و به سمت پذیرش نظریه اخذ هزینه دادرسی حرکت نموده است. امری که تحلیل مبانی نظری و آثار آن از منظر حقوق مالی دادرسی قابل تأمل است.